چالشهای نظری پیرامون امنیت ملی و بینالمللی
نویسندگان
1 استاد روابط بینالملل دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
نویسنده در مقاله حاضر با توجه به اهمیت موضوع امنیت ملی و بینالمللی در عصر حاضر، به بررسی این امر و چالشها، تهدیدات و تحولات آن میپردازد. نگارنده، ابتدا مفهوم امنیت و تحول آن را در نگاه سنتی مورد بررسی قرار میدهد و بر این باور است که بر حسب سنت در تحلیلهای مربوط به امنیت در چارچوب سیاست خارجی بیشتر روی ابعاد نظامی امنیت تأکید شده است؛ اما با پایان جنگ سرد شرایط ایجاد شده دستور کار امنیتی را دستخوش تحول نمود که در این روند بسیاری از جنبههای غیرنظامی امنیت بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفت و به موازات وجود مسائل نظامی، مسائل اقتصادی، حقوق بشر و زیست محیطی نیز از اهمیت خاصی برخوردار گردید. در این راستا، نگارنده با طرح مسئله نظام مرکانتلیستی به بررسی امنیت اقتصادی میپردازد و با تعریف عملکرد اقتصاد جهانی، پیامدهای عمدهای را که آن بر امنیت بینالمللی دارد میشمارد. نگارنده بعد دیگر امنیت را مربوط به مسائل زیستمحیطی میداند و با تأکید بر عدم توزیع عادلانه و متوازن منابع و نیز کمیابی برخی از آنها در جهان، رقابت و مبارزه برای دسترسی به منابع را در طول تاریخ همواره مهمترین دلیل بروز جنگ و تعارض در عرصه سیاست بینالملل میشمارد. در بخش پایانی، مقاله نویسنده بعد دیگر امنیت را مستقیماً به موضوع توسعه و رشد جامعه مدنی که در رأس آن حقوق بشر قرار دارد ارتباط میدهد و دولتها را به دلیل قانونگذاری و نظارت و اجرای تعهدات بینالمللی مهمترین نهاد و وسیله در حمایت از حقوق انسانی و تبدیل عوامل امنیتزدا به عوامل امنیتزا میداند. وی با طرح مسئله تروریسم به این نتیجه میرسد که در عصر حاضر ریشه بسیاری از تعارضات لزوماً کشمکش بر سر منافع ملی نیست بلکه عمدهترین آنها با فرهنگ و هویت گروهی ارتباط دارد.