مدلسازی ساختاری- تفسیری راهبردهای تحقق مأموریت آموزش در دانشگاه کارآفرین و جامعه‌محور

نویسندگان

1 . استادیار، گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

doi
10.52547/irphe.28.2.33
چکیده

با توجه به اهمیت انتقال اقتصادها از اقتصاد منبع ­بنیان به دانش­ بنیان و متناسب با آن اهمیت نقش تحول دانشگاه­ ها در خصوص زمینه­ سازی باروری فعالیت­ های نوآورانه و کارآفرینانه، موضوع دانشگاه کارآفرین و راهبردهای لازم برای شکل­ گیری آن توجه بسیاری از پژوهشگران و سیاستگذاران حوزه آموزش عالی را جلب کرده است. در این میان، مأموریت آموزش، که از دیرباز جزو مأموریت ­های اصلی دانشگاه­ ها بوده است، نیازمند تحول و تکامل در جهت هماهنگی با نیازهای روز جامعه است. در این پژوهش برای شناسایی راهبردهای مؤثر و بیان روابط میان آنها به­ منظور تحقق مأموریت آموزش در دانشگاه کارآفرین، از مدلسازی ساختاری-تفسیری (ISM) استفاده شد. ابتدا با مطالعه نظام ­مند پژوهش ­های داخلی و استفاده از گروه کانونی، 23 راهبرد در تحقق مأموریت آموزش در مسیر جامعه ­محوری و کارآفرینی در دانشگاه­ ها شناسایی و از میان آنها روایی محتوایی 15 راهبرد تأیید و به­ عنوان اثرگذارترین راهبردها معرفی شدند. پس از تحلیل داده­ ها، راهبردها در چهار سطح مختلف طبقه­ بندی شدند و با توجه به روابط، نمودار ISM ترسیم شد. با بررسی ارتباط میان این راهبردها، این نکته قابل توجه است که تحقق اکثریت آنها بر تحقق دیگری تأثیر می­ گذارد و نیز تأثیر می ­پذیرد. از این رو، می ­توان نتیجه گرفت که سیاستگذاران، که هدف خود را تحقق جامعه­ محوری و کارآفرینی در دانشگاه و تحول ساختار آموزشی قرار داده­ اند، لازم است از نگاه خطی پرهیز کنند و با تکیه بر نگاه سیستماتیک اقدامات لازم را در تحقق کلیه راهبردهای ذکر شده انجام دهند. تعیین روابط میان راهبردها و نوع راهبردها می­ تواند به درک بهتر موضوع و اتخاذ سیاست ­ها و اقدامات مناسب در تحقق مأموریت آموزش در دانشگاه کارآفرین کمک کند.