مقام بساطت، نقطة عطف حکمت متعالیه و عرفان ابن عربی در مواجهه با بحث صفات الهی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
doi
10.22034/ksiu.2021.1186چکیده
هدف: دو نظریة عینیت صفات با ذات از سوی صدرالدین و نفی صفات از ذات از جانب ابن عربی، دو رهیافت موازی و مطرح دربارة نسبت صفات الهی با ذاتاند. امام خمینی در آثار فلسفی و عرفانی دو تلقی را صائب میداند و به تبیین هر یک میپردازد. هدف تحقیق پیش رو، مقایسة نسبت دو نظریه با هم و جستجوی ریشة اختلاف آنها با ملاحظات ترمینولوژیک و آنتولوژیک بود. روش: این تحقیقِ کیفی به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده است. یافتهها: دو نظریه به یک نسبت، درست و هماهنگ با قواعد و مفروضات نظام فکری خود بوده، از نظر کاربرد وحدت تشکیکی در زبان برهان و وحدت شخصی در بیان تجارب عرفانی، هر دو رهیافت مقبول امام خمینی میباشند. نتایج: در مکتب وحدت تشکیکی، واجبالوجود، بسیط الحقیقه و حقیقت ساری در تمام مراتب امکانی و متحد با صفات کمالی آنهاست و در مکتب وحدت شخصی، مقام بسیط، صادر اول و مشیت است که ساری در مراتب امکانی و متحد با صفات کمالی آنهاست. حقایق مندمج در واجبالوجود، «مفاتیح غیب» یا «جواهر اسما» و متباین با صفات امکانی و همچون ذات الهی، در پردة غیب و خارج از دسترس معرفت بشراست.