نگرش سیستمی به حقوق بینالملل
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه
doi
چکیده
شناخت پویایی و چند ساحتی بودن پدیدارهای اجتماعی از جمله حقوق بینالملل نیازمند بسط چارچوبهای مفهومی و فائق آمدن بر تنگ نظریهای روششناختی/ معرفتشناختی موجود است. در همین راستا با الهام از ادبیات سیستمی تلاش گردیده است ظرفیتهای تبیین سیستمی حقوق بینالملل بازشناسی و با تحلیل عناصر، ساختها، اهداف، سازوکارها، کارگزاران و تابعان این حوزه معرفتی، قرائت نوینی از منطق ثبات و پویایی ویژه آن به دست داده شود به گونهای که هم نقش مؤلفهها، عوامل و دادههای محیط سیستمی (جامعه بینالملل) لحاظ گردد و هم عناصر چهارگانه این نظام معرفتی «هنجار، نهاد، آیین و سازوکار» در یک الگوی تعاملی و پویا با همدیگر و با خود سیستم ارزیابی و در سطح تحلیل جامعتری کنش، میان کنش و فراکنش سیستم حقوقی بینالمللی با محیط سیستم و منظومه گسترده معرفت بشری بررسی و تبیبین گردد. از آنجا که هنوز دیالکتیک ارزش/ واقعیت، عقل/ تجربه، فناوری/فرهنگ، آزادی/ امنیت، تقابل/ تعامل، فرد/ اجتماع، شهروند/ دولت و جامعه بینالمللی، صلح/ توسعه، خودی/دیگری، طبیعت/ تمدن، حاکمیت/ بشریت و دهها گونه دیگر از این دست مفاهیم خطیر ولی نابردبار به تکامل واقعی نرسیده و هنوز اجماعی حتی شکننده و نسبی در میان عالمان و حاکمان در این عرصه بلاخیز و پر خطر فراهم نشده است، حقوق بینالملل میتواند با منطق تعامل سهگانه خود: «همزیستی، همکاری و همبستگی» گستره وسیع شقاقها و چندگانگیها را قابل تحمل سازد.