تمایز مفهوم حداقلی و مفهوم غلیظ در زبان دینی
نویسندگان
1 گروه فلسفه دین، دانشکده فلسفه، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.58209/jpt.5.3.279چکیده
معناشناسی زبان دینی با این پرسش مواجه است که کاربرد واژگان در مورد خدا را چگونه باید فهمید که تا حد امکان نه گرفتار انسانوارانگاری او شویم و نه دچار تعطیل و انسداد راه شناخت خدا. مقاله حاضر از تمایز میان مفهوم حداقلی و مفهوم غلیظ در فلسفه مایکل لینچ بهره میگیرد و برای پرسش یادشده دو راه حل ارایه میدهد: ۱) کاربرد واژگان در ساحت بشری بنا بر مفهوم حداقلی و در ساحت الهی بنا بر مفهوم غلیظ است؛ ۲) کاربرد واژگان در هر دو ساحت بنا بر مفهوم غلیظ است اما کاربرد الهی از غلظت بیشتری برخوردار است. در ادامه، پس از نقد و بررسی این راه حلها ادعا خواهد شد که اگرچه تمایز میان مفهوم حداقلی و مفهوم غلیظ به تبیین تمایز کاربردهای بشری و الهی واژگان کمک میکند، اما همچنان در تعیین مقتضیات مابعدالطبیعی مفاهیمی که بر خداوند حمل میشوند، با دشواریهای بنیادینی مواجه است.