شیوه فلسفی زیستن به مثابه شاخصه فرهنگ بشری

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

doi
10.58209/jpt.5.3.355
چکیده

این پژوهش یکی از مسایل بنیادین هستی‌شناسی انسان، یعنی فهم اعمال فرهنگی که ساختار زندگی را شکل می‌دهند، را بررسی می‌کند. این مهم با تکیه بر تحلیل دیدگاه‌های یاسپرس، به‌ویژه مفهوم «عصر محوری» فرهنگ، مورد واکاوی قرار می‌گیرد. یاسپرس معتقد است که فلسفه، تلاشی فردی برای دستیابی به حقیقت است که به انسان فرصت می‌دهد تا هم «انسان شود» و هم براساس اصل «در مسیر بودن» زندگی کند. این رویکرد فلسفی، ابزاری اساسی برای ساخت و بازسازی فرهنگی واقعیت توسط انسان و وسیله‌ای برای تفسیر، فهم و ادراک جهان پیرامون او تلقی می‌شود. دیدگاه‌های یاسپرس در خصوص ماهیت انسان و فرآیند «در مسیر بودن» از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. انسانی که بر کشف و تکوین خویش تمرکز دارد، به نحو اصیل در واقعیت مشارکت کرده و از طریق آفرینش مستمر خود، به محیط پیرامونش هویتی فرهنگی می‌بخشد و بر ارزش آن می‌افزاید.