برخوردهای دو بینش دادگرانه: حقوق بشردوستانه در اسلام و حقوق بشردوستانه بین‌المللی

نویسندگان

1 دکتری از موسسه D Etudes Politiques در پاریس

doi
چکیده

با پدیداری گونه‌های گوناگون درگیری و روش‌های نوین جنگی که در افغانستان و عراق پیاده شد، حقوق بشردوستانه با مشکلات تازهَتری روبه‌رو شده است. گفتمان‌های گوناگونی درباره منطقه‌گرایی حقوق بین‌الملل بشردوستانه در جریان است. گفتمان نسبیت‌گرایی فرهنگی که تنها در دانشگاه‌ها جریان داشت به تازگی توجه همه کشورها را جلب کرده و حقوق بشردوستانه اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. با این همه، پیش‌بینی سودمندی‌ها و آسیب‌های موضوع منطقه‌گرایی برای حقوق بین‌الملل بشردوستانه ضروری است. مسئله شمار دولت‌هایی نیست که حقوق بشردوستانه را رعایت می‌کنند؛ بلکه موضوع گروه‌های تروریستی است که یک برداشت نادرست و تحریفی از اسلام و حقوق اسلامی دارند. بخش نخست این نوشتار به حقوق بشردوستانه اسلامی می‌پردازد. اسلام یک آیین صلح‌دوست و آرامش‌خواه است و این مذهب برای جنگ مرزهایی دارد. در عین حال، اسلام دارای قواعد حقوق بشردوستانه است. برخی از روشنفکران ادعا می‌کنند که اسلام یک مذهب جنگ است و جهاد ابزاری برای گسترش اسلام. بخش دوم این مقاله نقطه نظرها را از سنت‌گرایان مانند مودودی تا خاورشناسان تجزیه و تحلیل می‌کند. آیا با توجه به این نقطه نظرها باید اذعان کنیم که هر تلاش برای معرفی اسلام به عنوان یک مذهب صلح که به حقوق بشردوستانه احترام می‌گذارد بیهوده است؟ هنگامی که کسی اسلام را مطالعه می‌کند و تفسیرهای آن را تجزیه و تحلیل می‌کند، متوجه می‌شود که بین حقوق بشردوستانه و حقوق اسلامی نقطه‌های توافقی وجود دارند که می‌تواند به واسطه دیگر تفسیرها و دیدگاه‌ها؛ غنای بیشتری پیدا کند. با این همه، فرق‌هایی مهم وجود دارد. بهترین راه برای حل این تفاوت‌ها و برای دوری از برخورد این دو مکتب حقوقی اصلاح قوانین اسلامی و تفسیر آن است. این راه به قوانین اسلامی اجازه می‌دهد که خود به خود از درون اصلاح شود و خود را با حقوق بین‌الملل تطبیق دهد.