تحلیل راهبردی عوامل سیاسی و اجتماعی مشارکت ساکنان شهر شیراز در انتخابات: با تأکید بر سیاستهای کلی کشور
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی، بخش جامعهشناسی و برنامه ریزی اجتماعی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دکتری جامعه شناسی، دبیر آموزش و پرورش ناحیه 2 شیراز
doi
10.30507/jmsp.2025.477360.2760چکیده
مشارکت در انتخابات بهسان نمودی از مردمسالاری، بخشی از مشارکت سیاسی برای سیاستگذاری است که در دوران نوین، رواج یافته است. در ایران، انتخابات بستری برای مشارکت عموم مردم در سیاستگذاری است و در سیاستگذاری کلان کشور مورد توجه راهبردی است. این پژوهش بر آن بود تا عوامل سیاسی و اجتماعی مشارکت ساکنان 18 سال و بالاتر شهر شیراز در انتخابات را مورد تحلیل قرار دهد. روش پیمایشی و پرسشنامه استاندارد برای گردآوری و تحلیل دادهها بهکار بسته شد. حجم نمونه با توجه به حجم جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران، 384 مورد برآورد شد. نمونهگیری احتمالی از گونه خوشهای برای گزینش نمونهها استفاده شد. پایایی و روایی ابزار سنجش با آلفای کرونباخ و اعتبار صوری ارزیابی شد. یافتهها نشان داد متغیرهای آگاهی سیاسی، اعتماد به احزاب سیاسی و ارزیابی از کارایی احزاب سیاسی رابطه مثبت و معناداری با مشارکت در انتخابات دارند. تفاوت معناداری بین مشارکت در انتخابات با توجه به «جریان سیاسی مورد علاقه» و «انگیزه و مشوق سیاسی» وجود داشت و پاسخگویان هوادار جریان اصولگرای سنتی و افراد با مشوق عقیدتی بیشترین تمایل را به مشارکت داشتند. تفاوت معناداری بین مشارکت در انتخابات با توجه به جریان سیاسی مورد اعتماد وجود نداشت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد که اعتماد به احزاب، قویترین متغیر اثرگذار بر مشارکت در انتخابات است و متغیرهای مستقل نزدیک 26 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمودند. نتیجه اینکه، مشارکت سیاسی از اعتماد، آگاهی و زمینه سیاسی تأثیر میپذیرد و با بهبود مشارکت سیاسی، زمینه سیاستگذاری کارآمد در جامعه شکل میگیرد. با بهبود اعتماد اجتماعی، میتوان به اهداف سیاستهای کلان در حوزه سیاسی دست یافت.