ندای وجدان در اندیشه هایدگر و فطرت در فلسفه ملاصدرا؛ مطالعه تطبیقی

نویسندگان

1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.58209/jpt.5.1.13
چکیده

ملاصدرا و هایدگر در هستی‌شناسی خویش به‌ترتیب به فطرت و ندای وجدان پرداخته‌اند. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان میان نظریه فطرت و ندای وجدان اشتراکاتی یافت. یافته‌های پژوهش حاکی است که میان ندای وجدان در اندیشه هایدگر و فطرت در فلسفه ملاصدرا اشتراکاتی وجود دارد. متعالی‌ساختن انسان، کشف معنای زندگی، کشف فقر ذاتی انسان، سازگاری با وجود سیال و عدم ثبات ماهیت انسان، بنیان‌یافتن براساس آگاهی، از وجوه مشترک این دو مفهوم است. مهم‌ترین تفاوت این است که خدا در فطرت جایگاه مهمی دارد، اما در ندان وجدان هایدگری نقشی ندارد. البته برخی از مفسران اندیشه هایدگر، تفسیری عرفانی ارایه کرده‌اند که در این صورت قرابت بیشتری میان این دو مفهوم می‌توان برقرار کرد.