پلنتینگا و غزالی؛ سازگاری علم و باورهای دینی

نویسندگان

1 گروه الهیات، دانشکده الهیات، دانشگاه امام علی، تهران، ایران

2 گروه فلسفه، حکمت و منطق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 گروه الهیات، دانشکده علوم پایه، دانشگاه شهید ستاری، تهران، ایران

doi
10.58209/jpt.5.1.109
چکیده

خداناباوران معتقدند که علم جدید حامی و پشتیبان نوعی از ایده خداناباوری است؛ دست کم در نظر برخی از آنان مبنای متافیزیکی علم جدید هیچ جایگاهی برای پذیرش باورهای ایمانی خداباوران باقی نمی‌گذارد و در نتیجه، علم‌گرایی و خداباوری ناسازگار هستند. اما، در میان فیلسوفان استدلال‌هایی وجود دارد که می‌تواند نشان دهد سخن فوق چندان قابل دفاع نیست و به عکس، دلایل خوبی له سازگاری علم و خداباوری وجود دارد. در این مقاله سعی می‌کنیم نشان دهیم که مبتنی بر معرفت‌شناسی پلنتینگا از یک سو و نظریه هرمنوتیک متن مقدس غزالی در سوی دیگر، نه‌تنها علم‌گرایی و خداباوری تعارض جدی با یکدیگر ندارند بلکه می‌توانند به عنوان اموری به هم وابسته یا مکمل در نظر گرفته شوند.