گذر از افسانه به واقعگرایی در مکتب داستانی آذربایجان
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/hlit.2025.238276.1361چکیده
افسانهپردازی در مکتب داستانی آذربایجان اهمیت ویژهای دارد و در اکثر آثار سه نویسندۀ اصلی این مکتب (صمد بهرنگی، غلامحسین ساعدی و رضا براهنی) خود را نشان میدهد. اگر رمانها و داستانهای این نویسندگان را به ترتیب زمان نوشته شدن کنار یکدیگر قرار دهیم، دورهبندی مناسبی از این مکتب به دست میآید. در این حالت، خواهیم دید که نحوۀ استفاده از عناصر داستانی و شکل واقعگرایی آثار، در یک سیر مشخص قرار دارند. این نویسندگان در دورۀ اول، افسانه را بیشتر به شکل اصلی و بدون تغییر به کار بردهاند، اما در دورۀ دوم آن را در مسیر فانتزی و واقعگرایی جادویی پختهتر کرده و در دورۀ سوم بیشتر در قالب واقعگرایی به کار بردهاند. در این تغییر و تحول، ادبیات کودک، که صمد بهرنگی نمایندۀ آن است، تأثیرات زیادی از ادبیات بزرگسال گرفته و به نظر میرسد که در مکتب آذربایجان رگههایی از واقعگرایی جادویی به شکلی جدی وارد ادبیات کودک میشود.