تحریفِ گفتمانمحورِ تاریخ جنبش جنگل در رمان دختر رعیت
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.48308/hlit.2025.236190.1323چکیده
زبان و آثار زبانی ازجمله نوشتههای ادبی، هیچگاه از وجوه ایدئولوژیک برکنار نیستند. هدف این پژوهش، تبیین ایدئولوژیها و گفتمانهای سیاسی خودی و دیگری در رمان دختر رعیت نوشتۀ بهآذین بود. برای بررسی، از نظریه و روش تحلیل گفتمان انتقادی (رویکردهای جیمز پل جی و نورمن فرکلاف) بهرهگیری شد. با استفاده از نظریۀ جی، مسائل برجستهشده، هویتها، روابط اجتماعی-سیاسی، کنشها، منافع اجتماعی و غیره بررسی شد. نظریۀ فرکلاف بهمنظور تبیین گفتمانهای خودی و دیگری به کار بسته شد. برخی دستاوردهای پژوهش بدین شرح است: در رمان، برخی مسائل سیاسی عصر مشروطه از 1286 تا 1300ش (پایان جنبش جنگل) برجسته شده است؛ مانند اوضاع نابسامان ایران، اشغال ایران در جنگ جهانی اول، استعمار انگلیس و روسیه، استبداد داخلی و مهمتر از همه جنبش جنگل و انقلاب سوسیالیستی گیلان. برخی وجوه ایدئولوژیک رمان عبارت است از: هواداری از رعیت، کارگر و پیشهور؛ انتقاد از زمینداران و ثروتمندان؛ لزوم آگاهی و مبارزه با استبداد و استعمار برای رسیدن به جامعۀ آرمانی بیطبقه. بهآذین عضو حزب توده بوده و رمان را به سبک «رئالیسم سوسیالیستی» نگاشته است. در رمان، گفتمان چپ (سوسیالیسم)، بهصورت «خودی» و گفتمان حاکم (قاجار و پهلوی)، گفتمان اسلامگرا (تشیع) و امپریالیسم بهصورت «دیگری» بازنمایی شده است. رمان، مخالف قدرتِ حاکم و وضعِ موجود و خواهان دگرگونیِ آن است. جنبش جنگل که متعهد به اسلام و تشیع بوده، با دیدگاهی منفی نمایش داده شده است. نویسنده برخی واقعیتهای تاریخی را نادیده گرفته است. او نقش کمونیستها را برجسته ساخته و اهمیت جنبش جنگل را فروکاسته و گاهی اقدامات سودمندشان را ناگفته رها کرده است. نویسنده از سران جنبش، بهویژه میرزا کوچکخان، به دلیل داشتن اندیشههای اسلامی و مخالفت با کمونیسم، انتقاد کرده و او را سادهلوح، غیرسیاستمدار، ناسازگار، پیمانشکن و ترسو نشان داده است. نویسنده انقلاب گیلان را حاصل تلاش کمونیستهای ایران (همفکران خود) میداند. بازنمایی رویدادها و هویتهای رمان، با آنچه در منابع معتبر تاریخی آورده شده، متفاوت است.