بازشناسی موانع سیاستگذاری شواهدمحور: آموزههایی برای سیاستهای کلان نظام
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه هوایی شهید ستاری، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری رشته مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی تهران، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30507/jmsp.2024.429837.2667چکیده
سیاستگذاری شواهدمحور رویکردی است که با بهکارگیری نظاممند شواهد علمی به دنبال ارتقای کیفیت و کارایی سیاستهای عمومی است و میتواند موفقیت سیاستهای کلان را نیز ارتقا دهد. بااینحال بهکارگیری این رویکرد با موانع گوناگونی همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی و طبقهبندی موانعی بهکارگیری این رویکرد انجام شده است. این پژوهش تفسیرگرایانه از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و روش مرور نظاممند ادبیات انجام شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش، مقالههای منتشرشده در ارتباط با هدف این پژوهش در پایگاههای علمی معتبر بینالمللی در بازه زمانی منتخب است. این مقالهها بر اساس معیارهای ورود به فرایند مرور نظاممند ادبیات غربالگری و انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از روش کدگذاری استفاده شده است. موانع شناسایی شده در قالب شش دسته اصلی طبقهبندی شدند که عبارتند از: موانع مربوط به سیاستگذاران، موانع مربوط به پژوهشگران، تعامل غیرموثر بین سیاستگذاران و پژوهشگران، موانع مربوط به ماهیت غیرعقلایی سیاستگذاری، موانع مربوط به تحقیق و موانع مربوط به محدودیتهای بودجه و منابع. ماهیت پیچیده و چندبُعدی سیاستهای کلان از سویی و گستره فراگیر تأثیرات این سیاستها از سوی دیگر باعث میشوند استفاده نظاممند از شواهد علمی در فرایند تدوین، اجرا و ارزیابی این سیاستها ضروری باشد. یافتههای پژوهش حاضر میتواند شناخت به نسبت جامعی از موانع موجود در این زمینه حاصل کند و بهعنوان راهنمایی برای فراهم ساختن پیشنیازهای بهکارگیری این رویکرد در خصوص سیاستهای کلان و راهبردی مورد استفاده قرار گیرد.