نقش کارکردهای اجرایی و افکار خود آیند منفی در تبیین دشواری در تنظیم هیجان نوجوانان

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر

2 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر

3 داتشگاه خلیج فارس

doi
10.22054/jcps.2017.7393
چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین نقش کارکردهای اجرایی به عنوان عامل شناختی/ عصب‌شناختی و افکار خود آیند منفی به عنوان عامل شناختی/ روان‌شناختی در دشواری در تنظیم هیجان نوجوانان است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش­آموزان پسر متوسطه­ی دوره اول شهر بوشهر که در ­سال تحصیلی 94 – 95 مشغول به تحصیل بودند. از بین این دانش­آموزان تعداد 128 نفر (دامنه سنی آن‌ها حداقل 12 و حداکثر 16 بود) از طریق نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان، پرسشنامه افکار خود آیند منفی و نرم­افزارهای کامپیوتری ویسکانسین، استروپ و عملکرد مداوم جهت سنجش کارکردهای اجرایی استفاده شد. برای تحلیل داده­ها­ی این پژوهش نیز از روش آماری رگرسیون همزمان و گام‌به‌گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که از بین مؤلفه‌های کارکردهای اجرایی، بازداری شناختی پیش‌بینی کننده فقدان آگاهی هیجانی بود و همچنین از بین مؤلفه‌های افکار خود آیند منفی ناسازگاری شخصی پیش‌بینی کننده تمام ابعاد شامل عدم پذیرش پاسخ هیجانی، دشواری در رفتار هدفمند، فقدان آگاهی هیجانی، دسترسی محدود به راهبردها و عدم وضوح هیجانی است و همچنین خود پنداشت منفی پیش‌بینی کننده فقدان آگاهی هیجانی است. نتایج پژوهش حاضر، نقش افکار خود آیند منفی و کارکردهای اجرایی را در دشواری‌های تنظیم هیجانی نوجوانان را برجسته می‌کند، لذا یافته‌های این پژوهش می‌تواند کاربردهای بالینی داشته و در برنامه‌های آموزشی مربوط به تنظیم و کنترل هیجان مؤثر واقع شود.