سیاستهای کلی سند تحول بنیادین در ایجاد تحول در نظام آموزشوپرورش و آسیبشناسی وضع موجود
نویسندگان
1 دانشجوی گروه مدیریت دولتی ، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
2 استاد، گروه مدیریت دولتی ، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت دولتی ، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
doi
10.30507/jmsp.2023.407838.2613چکیده
با وجود گذشت یک دهه از ابلاغ سند تحول بنیادین آموزشوپرورش و تأکیدهای فراوان بر اجرای آن، در عمل نمود عینی چندانی نداشته و بین وضع موجود و اهداف تعیینشده در سند مذکور شکاف وجود دارد؛ حال آنکه شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور، مواجهه با پدیدۀ جهانیشدن و الزام به توسعۀ درونزا در اسناد بالادستی، همچون سیاستهای علم و فناوری، اقتصاد مقاومتی، قانون برنامۀ ششم توسعۀ کشور و سیاستهای برنامۀ هفتم توسعه، ضرورت توجه به این موضوع و انجام مطالعاتی در این خصوص را دوچندان کرده است. تحقیق حاضر با هدف ارائۀ سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزشوپرورش و آسیبشناسی وضع موجود انجام شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی ـ توسعهای و براساس نوع دادهها، آمیخته است. روش پژوهش در بخش کمّی، توصیفی از نوع پیمایشی و در بخش کیفی، تحلیل محتواست. روش گردآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبۀ نیمهساختاریافته با مدیران وزارت آموزشوپرورش و خبرگان علمی بود که بهصورت هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمّی، پرسشنامه بود که با 360 نفر از معلمان، مدیران و کارشناسان ادارات آموزشوپرورش صورت گرفت. روش تحلیل دادهها در بخش کیفی، تحلیل مضمون و در بخش کمّی، آمار توصیفی و استنباطی با نرمافزارهای اسپیاساس و اسمارت پیالاس بود. طبق یافتههای تحقیق، الگوی طراحیشده برای اجرای سند تحول بنیادین آموزشوپرورش دربرگیرندۀ دو بُعد اصلی، شامل عوامل نرم و عوامل سخت، و شش مؤلفه، شامل آگاهیبخشی و فرهنگسازی، مجریان، منابع و ابزارها، عوامل مدیریتی، عوامل محیطی و سازمان مجری، و 34 شاخص است. نتایج تحلیل کمّی نیز معناداری ارتباط بین شاخصها و مؤلفههای مدل تحقیق در سطح آلفای 05/0 را تأیید میکند.