مطالعۀ تطبیقی سیاستهای کلی رفاه و تأمین اجتماعی در دولتهای هشتم و نهم با استفاده از منطق فازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، شاهرود، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، شاهرود، ایران
3 دانشیار گروه علوم سیاسی ، دانشکدهی علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر، آزادشهر، ایران
doi
10.30507/jmsp.2023.394003.2566چکیده
در هر کشوری، وجود نقشهراه روشن و معیّن برای رسیدن به تعالی اجتماعی، اقتصادی، رفاهی و فرهنگی اهمیت زیادی دارد. چنین نقشهراهی اولویتها و مسائل اصلی کشورها را برای توجه به آنها و تقویتشان و سرمایهگذاری مالی و اجتماعی در آنها نشان میدهد. با توجه به اهمیت این موضوع و مفید بودن مقایسه بین دولتها، اولویتها و مسائل اصلی کشورها مشخص میشود. هدف از این مقاله مطالعۀ تطبیقی سیاستهای کلی رفاه و تأمین اجتماعی در دولتهای هشتم (خاتمی) و نهم (احمدینژاد) با استفاده از منطق فازی است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، علّی ـ مقایسهای است. جامعه و نمونۀ مورد بررسی منابع کتابخانهای و اسناد بالادستی جمعآوریشده از دورههای ریاستجمهوری دولتهای هشتم و نهم است. در بخش نظری با استناد به کتابها، مجلات و بانکهای اطلاعاتی و در بخش میدانی با استفاده از تکنیک فازی به تجزیهوتحلیل دادهها پرداخته شد. دادهها با استفاده از آزمونهای مربوط به مدل منطق فازی ارزیابی گردید و استنتاجات آماری نیز با نرمافزار اسپیاساس (نسخۀ 22) انجام شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد میزان رفاه و آسایش در دورۀ نهم ریاستجمهوری بیشتر بوده است و مردم از خدمات رفاهی در زمینههای مسکن، بهرهمندی از کالاهای اساسی و تعامل شهروندی بهتری برخوردار بودهاند؛ اما در دولت نهم این میزان برخورداری کمتر بوده است؛ هرچند دولت نهم نیز در زمینۀ مسکن طبقات پایین اجتماعی خدمات شایستهای انجام داده است. بنابراین رفاه اجتماعی در ایران جریانی است که تا حد زیادی به «دولتها» متصل است.