نسبت دو مفهوم توسعه و محیطزیست در تحلیل گفتمان قوانین دوران برنامه پنجم و ششم توسعه
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات فرهنگی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه علوم و اندیشه سیاسی، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار گروه خدمات عمومی و زیربنایی، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30507/jmsp.2022.330671.2383چکیده
با وجود نمونههای روشنی از پیامدهای برنامههای پیشین توسعه، روشن است، نهتنها شاهد شکلگیری گفتمانی که «توسعه» را «پایداری محیطزیست» معنا کند، نیستیم و از منظر چرخش پارادایمی، کمینه 40 سال پسافتادگی روی داده است، بلکه هر روز جلوههای تازهای از تخریب بروز مییابند که گهگاه جوانههای چالشهای سیاسی اجتماعی هستند، اما همچنین برساختهای کلان اقتصادی خاص چون نرخ بیکاری، سرانه تولید ناخالص ملی و...، نیاز روزافزون ایران به برنامههای توسعه با برساخت اقتصادی خاص را برجسته میکنند. بدینترتیب شاهد همه تناقضهای موجود در نیاز روزافزون به برساخت اقتصادی خاص توسعه و پیامدهای مخرب روزافزون برنامههای چنین مدلولی از توسعه، هستیم. در این پژوهش تلاش شده نسبت توسعه و محیطزیست در قوانین دوران برنامه پنجم و ششم توسعه، واکاوی و تحلیل شود. باتوجه به مسئله پژوهش، بهنظر میرسد در ایران، همچنان گفتمان پیشرفت (فضای گفتمانی مکتب نوسازی) گفتمان مسلط است که دو مفهوم محیطزیست و توسعه را مفاهیمی متضاد و متناقض ارزیابی میکند. فرضیهای که در انتها باتوجه به نتایج پژوهش، کمینه در برساخت قوانین نقض میشود، اما فرضیهای که باتوجه به نتایج پژوهش تأیید میشود، نوعی سردرگمی گفتمانی بین تبیین اهدافی است که همزمان به نیازهای فوری و لحظهای در این دو حوزه میپردازند و تنها از تبدیل چالش به بحران در کوتاهمدت جلوگیری مینمایند. در این پژوهش اعوجاج فضای گفتمانی این دوران، ترسیم شده است.