ارائه الگوی رویکردهای تربیت دانشجو معلمان بر اساس سیاست‌های کلی نظام آموزش و پرورش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت،دانشکده علوم انسانی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد ، لامرد ، ایران

2 دانشیار گروه برنامه ریزی درسی، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد، لامرد، ایران

3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، مرودشت، ایران

4 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد، لامرد، ایران

doi
10.30507/jmsp.2023.359949.2479
چکیده

هدف این پژوهش ارائه الگوی رویکردهای تربیت دانشجو معلمان بر اساس سیاست­های کلی نظام آموزش و پرورش است. این پژوهش از نظر هدف؛ کاربردی، از نظر روش گردآوری داده‌ها؛ توصیفی و از جهت شیوه اجرا، کیفی از نوع تحلیل محتوا قیاسی است که برای این منظور ابتدا داده­ها براساس فیش و ثبت اطلاعات گردآوری شدند که منجر به شناسایی مؤلفه­های مختلف رویکردهای تربیت دانشجو معلمان در کشورهای منتخب شد. جامعه تحلیلی شامل کتب، مقاله‌ها و پژوهش­هایی که به‌تربیت معلم کشورهای منتخب (ژاپن، آمریکا، فرانسه، انگلستان و ایران) پرداخته­اند، بوده است که تعداد آنها 130 جلد بود و با روش نمونه­گیری به‌صورت هدفمند و ملاک‌محور و به­شرط مرتبط بودن و به­روز‌بودن که بیشترین ارتباط با موضوع را داشتند، انتخاب شد. ابزار اندازه­گیری سیاهه تحلیل محتوای محقق‌ساخته بود. روش تحلیل داده­ها روش کدگذاری به شیوه (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی یا گزینشی) بود. یافته­ها گویای آن بود که پژوهش­های انجام شده قبلی توسط سایر محققان تاحدودی با نتایج به­دست آمده در این پژوهش همخوانی داشته است و برخی از شاخص­ها و مؤلفه­های به­دست‌آمده در پژوهش حاضر به‌وسیله یافته‌های قبلی تأیید می­شود. پس از بررسی و مطالعات مبانی نظری و پیشینه پژوهش­ها و مستندها با مقاله‌ها و پژوهشگران 7 بعد، 28 مؤلفه و72 شاخص در قالب یافته­های پژوهش شناسایی شد که مبانی فلسفی 4 مؤلفه و 12 شاخص، مبانی روان‌شناختی 4 مؤلفه و 10 شاخص، مبانی علمی 4 مؤلفه و 9 شاخص، مبانی جامعه­شناختی 4 مؤلفه و 11 شاخص، رویکرد وفادارانه 4 مؤلفه و 9 شاخص، رویکرد سازگارانه 4 مؤلفه و 11 شاخص و رویکرد نیمه­سازگارانه 4 مؤلفه و 10 شاخص شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان داد مسیرهای ورود به دوره­های آماده­سازی معلمان در ایران محدود است و به­طور کامل متمرکز اداره می­شود. درحالی­که در سایر کشورهای تحت بررسی از تنوع و انعطاف­پذیری قابل قبولی برخوردار است و به‌صورت نیمه­متمرکز یا غیرمتمرکز اداره می­شود. به‌طورکلی می­توان نتیجه گرفت که در آماده­سازی نوین معلمی، مهارت­ها و آموزش­های نظری، کمتر راهگشای حرفه­ای معلمان است، ازاین­رو به‌جای تأکید بر محتوا، فنون تدریس و دانش حرفه­ای، توسعه تجارب حرفه­ای معلمان مهم‌تر به نظر می­رسد.