فرونسیس و نسبت آن با حکمت نظری نزد ارسطو
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.58209/jpt.3.1.59چکیده
در اخلاق نیکوماخوسی ارسطو نفس را به دو بخشِ بنیادین تقسیم میکند؛ شناسنده و حسابگر. فضیلت جزء اول حکمت نظری (سوفیا) و فضیلت جزء دوم حکمت عملی (فرونسیس) است. این تمایز مبتنی بر تمایز هستیشناختی میان صیرورت و ثبات است، زیرا موضوع حکمت عملی قلمرو امور متغیر و موضوع حکمت نظری امور سرمدی است. در این پژوهش اولاً نشان خواهم داد که عقل شهودی یا نوس عامل اتصال و اشتراک این دو قلمرو است؛ نوس مبادی نهایی را از دو طرف دریافت میکند، در چارچوب معرفت نظری، نوس کلیترین مفاهیم سرمدی را میشناسد و در چارچوب حکمت عملی، فرد جزیی را دریافت میکند. همچنین استدلال خواهم کرد که حکمت عملی عامل تحققبخشی به حکمت نظری است؛ فرونسیس ملکه دریافت برترین خیر، یعنی زندگی مطابق فضیلت سوفیا است. تفسیر نسبت فرونسیس و سوفیا به مثابه "غایت-ضروری" راهکاری برای برونرفت از دو تفسیر متقابل از اخلاق ارسطو (عقلگرایانه/شمولگرایانه از سعادت) است.