فیزیکالیسم کل‌انگارانه مورفی در مواجهه با مساله‌ ذهن

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، مشهد، ایران

2 گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران

doi
10.58209/jpt.3.1.73
چکیده

ننسی مورفی بر مبنای تعامل علم و دین، به تقریر خاصی از فیزیکالیسم غیرتحویلی روی می‌آورد که با استفاده از علم تجربی، فیزیکالیسم و کتاب مقدس، فیزیکالیسم کل‏انگارانه­­اش را صورت‌بندی کند؛ موضعی میانه­ دوگانه­انگاری جوهری و وهم­انگاری که انسان­ها را ابدان روحانی­ تعریف می‏کند و مسأله ذهن را درونش مستتر دارد. مورفی روح را با پیش‏فرض­های الهیاتی­اش وارد فیزیکالیسم کل‏انگارانه می­کند و نه با شواهد علمی و استدلال­های فلسفی. وجه تمایز فیزیکالیسم غیرتحویلی از فیزیکالیسم تحویلی التفات به شکاف تبیینی در مسأله "ظهور" است. فیزیکالیسم کل‏انگارانه این شکاف را پر نکرده و تنها شکل مسأله را از تبیین رابطه اجزاء انسانی، به تبیین رابطه ابعاد انسانی تغییر داده است. بنابراین تلفیق تلقیات جهانی و ضعیف ظهور، به همراه آموزه‏های ایجابی و سلبی فیزیکالیسم کل‏انگارانه، یعنی استفاده از فیزیکالیسم کل­انگارانه خالص و پرهیز از واردکردن پیش‏فرض‏های الهیاتی در یک نظریه فلسفی، می­تواند برای حل مساله ذهن گره‌گشا باشد.