گردو (دانش بومی کاشت ،داشت و برداشت)

نویسندگان

1 پژوهشگر دانش های بومی

2 استاد جغرافیای انسانی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22054/qjik.2018.10261
چکیده

 مسائل روستایی، مسائلی بسیار پیچیده و ژرف هستند که بیشتر آن‌ها در ساختار اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی روستاها رسوخ کرده و به‌صورت جزئی از اجزای زندگی و نوع معیشت روستایی در آمده‌اند. اگر به مسائل روستایی با دیدی ساده و یک‌سویه (مثلاً اقتصادی صرف) بنگریم، امکان پی بردن به ژرفای آن‌ها فراهم نمی‌شود. در پس بسیاری از اصطلاحات و کلمات روستایی مطالبی بسیار نهفته است که ریشه در اعماق فرهنگ آن خطه دارد. جهان مادی‌گرای فعلی و آن‌ها که جهان، شهر، روستا و عشایر را فقط از دید اقتصادی و حساب‌های سرانگشتی و ریالی و آماری محض می‌بینند و توسعه و رشد را از راه ارقام صرف جستجو می‌کنند، محکوم به ساده‌اندیشی و ساده‌نگری هستند. اگر همه امور؛ به‌ویژه روابط فرهنگی- اجتماعی با دید اقتصادی محض نگریسته شود، کم‌کم فرهنگ اقتصاد برتر بر همه جهان سایه می‌گسترد. این کار بی‌معنایی، پوچی و یکدست شدن زندگی را در همه‌جا و همه مکان‌ها در پی خواهد داشت.  گردو یک کلمه و یک میوه بیش نیست. در کتاب‌های آمار هم در مقابل واژه گردو، چند رقم بیشتر ذکر نشده است. اما گردو به‌ویژه در مناطق کوهستانی (همانند خرما در مناطق گرم و زیتون در مناطق مدیترانه‌ای)، گذشته از مبحثی اقتصادی یک عامل مهم فرهنگی- اجتماعی است که پیشینه‌ای بسیار کهن دارد. آن‌ها که با مکتب ساخت یا ساختارگرایی آشنایی دارند می‌دانند که؛ جزئی از اجزای ساخت بودن یعنی چه.