اثربخشی و کارآمدی روان‌درمانگری شناختی- تحلیلی در بهزیستی ذهنی و کاهش رفتارهای تکانشی مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

نویسندگان

1 استادیارگروه روانشناسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران (نویسنده مسئول) استادیارگروه روانشناسی دانشگاه سلمان

2 استادیارگروه روانشناسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران a.azimpour@kazerunsfu.ac.ir

3 دانشیار گروه روانشناسی دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی لرستان، لرستان، ایرانFarhady.ali@gmail.com

4 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی عمومی دانشگاه رازی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران Javadbagiyan@yahoo.com

doi
10.22054/jcps.2016.2387
چکیده

ماهیت پیچیده اختلال شخصیت مرزی، بررسی و بکارگیری درمان­های جدید را ایجاب می­کند. پژوهش حاضر با هدف مداخله­ای در بهزیستی ذهنی و کاهش رفتارهای تکانشی مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی: اثربخشی و کارآمدی روان­درمانگری شناختی- تحلیلی اجرا شد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و از طرح  پیش­آزمون - پس­آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه­ی آماری این پژوهش را کلیه مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به مطب­های روانپزشکان و بیمارستان روانپزشکی فارابی شهر کرمانشاه در سال 1392 تشکیل می­دهند. با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند، براساس ارجاع متخصصان اعصاب و روان، 40 مرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، از بین 50 مراجعه کننده به مطب­های روانپزشکان و بیمارستان روانپزشکی فارابی، با توجه به پذیرش بیمار برای شرکت در پژوهش، در وهله اول، و انجام مصاحبه بالینی SCID-II براساس DSM-IV و آزمون میلون 3، انتخاب شدند. به این صورت که از بین مردان ارجاع داده شده افرادی که نمره بالاتر از (84<BR) در مقیاس شخصیت مرزی MCMI-III گرفته بودند و انجام مصاحبه بالینی با توجه به ملاکهای DSM، برای اختلالات شخصیت به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و  به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه). ابزارهای جمع آوری این پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت، مقیاس بهزیستی ذهنی، آزمون میلون 3 وتکانشوری بود. از هر دو گروه پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری دو ماهه به عمل آمد و برای تجزیه و تحلیل آماری داده­ها نیز از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و آزمونهای تعقیبی LSD استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که روان­درمانگری شناختی- تحلیلی بر بهبود بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی و کاهش تکانشوری مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مؤثر بوده است. تحلیل داده­ها نشان داد که در مرحله پس­آزمون و پیگیری، بین دو گروه آزمایش و کنترل، در بهزیستی اجتماعی، هیجانی، روانشناختی وتکانشوری تفاوت معنادار وجود دارد. بنابر یافته­های این مطالعه، درمان شناختی- تحلیلی به شیوه گروهی راهبرد مناسبی برای بهبود بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی و کاهش تکانشوری مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی است. و می­توان از آن به‌عنوان یک روش مداخله­ای مناسب سود جست.