بررسی دو پاره از یک جُنگ کهن و رباعیات فارسی آن (دستنویس شمارۀ 3775 کتابخانۀ اسماعیل صائب و نسخۀ شمارۀ F.738 کتابخانۀ دانشگاه استانبول)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/hlit.2024.235759.1310چکیده
در طول تاریخ زبان و ادبیات فارسی، رباعی از مقبولیت و محبوبیت خاصی در میان مردم عادی و اهل ادب برخوردار بودهاست. بخشی از چالشها و پیچیدگیهایی نیز که این قالب در سیر تاریخی خود با آن روبهرو بوده، برخاسته از همین محبوبیت است. یکی از این چالشها، مشکل «سرگردان» بودن برخی از رباعیات است؛ یعنی رباعیاتی که به بیش از یک شاعر منسوب است. بررسی رباعیات سرگردان جز به یاری تمام منابع کهنِ موجود امکانپذیر نیست. در ادوار مختلف، ادبدوستان در جوامع فارسیزبان گزیدههایی از انواع نظم و نثر گرد آوردهاند. قالب رباعی در این مجموعهها و گزیدهها غالباً جایگاهی خاص داشتهاست. دو دستنویس بررسیشده در پژوهش حاضر نمونههایی ارزشمند از این دست منابع هستند. این دو دستنویس درواقع دو پارۀ جداافتاده از یک جُنگ هستند که آن را شخصی به نام یونس بن ابیبکر که احتمالاً از اهالی آناتولی بوده، در سال 681ق گردآوری و کتابت کردهاست. در پژوهش حاضر تمام رباعیاتِ دو پارۀ باقیمانده از این جُنگ (59 رباعی) تصحیح شده و با جستوجوی این رباعیات در دیگر منابع کهن، گزارشی جامع از وضعیت انتساب آنها ارائه شدهاست. در این مقاله نشان داده شده که از میان چهار رباعیِ با نام جُنگ، سه رباعی که به نام مهستی، عیوقی و کمال اسمعیل است، تنها در این منبع به این شاعران نسبت داده شده و این مسئله بر اهمیت این جُنگ میافزاید. از دیگر دستاوردهای این پژوهش ارائۀ نمونههایی از اخذ و اقتباس رباعیسرایان از یکدیگر و بیان تأثیر این مسئله بر سرگردانی برخی از رباعیات است.