مطالعۀ پدیدارشناسانه اجرای برنامۀدرسی تاریخ ادبیات دورۀ دوم متوسطه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

3 دانش‌‏آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.48308/hlit.2024.235148.1299
چکیده

هدف از این پژوهش، مطالعه پدیدارشناسانۀ اجرای برنامۀ درسی تاریخ ادبیات دورۀ دوم متوسطه است. این پژوهش به شیوۀ کیفی و با استفاده از روش پژوهش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعۀ آماری شامل 8 نفر از معلمان و 3 نفر از استادان زبان و ادبیات فارسی است. به‌منظور جمع­آوری داده‌ها از مصاحبۀ نیمه‏ساختاریافته استفاده شد. داده‌ها از طریق فرایند کدگذاری باز و محوری اشتراوس و کوربین تحلیل شدند. مضامین استخراج‌شده در این مطالعه شامل 4 مضمون اصلی، 10 مضمون فرعی و 66 کد باز بود. نتایج یافته‏ها نشان داد مضمون اصلی چالش‏های آموزش محتوا در تاریخ ادبیات بر اساس تجارب زیستۀ دبیران شامل 3 مضمون فرعی عدم استقلال برنامۀ درسی، پایین بودن سطح کتاب درسی و سازمان‌دهی نامناسب مطالب؛ و عدم گیرایی و جذابیت می‏باشد. مضمون اصلی روش‌های تدریس شامل سه مضمون فرعی روش‌های تدریس مبتنی بر نمایش، روش‌های تدریس مبتنی بر فعالیت و روش‌های تدریس مبتنی بر انتقال می‏باشد. مضمون اصلی فرصت‏های یاددهی و یادگیری شامل دو مضمون فرعی فعالیت‌های دانش‌آموز و فعالیت‌های معلم است. مضمون اصلی ارزشیابی نیز شامل دو مضمون فرعی روش آزمون و روش نمره‏دهی است. نتایج حاصل از این مطالعه می‏تواند مورد استفادۀ برنامه‏ریزان درسی، مؤلفان و دبیران درس تاریخ ادبیات قرار گیرد.