به‌کارگیری ابزار تصمیم‌گیری راهبرد کمی در تدوین مدیریت راهبردی حوزه آبخیز (مطالعه موردی: حوزه آبخیز محمدآبادگنبکی، استان کرمان)

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکترای علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استاد، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

3 دانشجوی کارشناسی‌ارشد علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.29252/aridbiom.2023.19593.1917
چکیده

امروزه الگوهای جدید برنامه‌ریزی در سطح حوزه آبخیز به‌منظور اجرای طرح‌های مشارکتی جایگاه ارزشمند یافته است. برنامه‌ریزی در حوزه‌های آبخیز با مشارکت و شریک‌قراردادن ذی‌نفعان منطقه در روند تهیه و اجرای طرح‌ها می‌تواند گامی مؤثر در افزایش پایداری منطقه باشد. رویکردهای مشارکتی باید کاملاً در راستای دانش، تجربیات، ارزش‌ها و منافع ذی‌نفعان مختلف باشد. این مطالعه با هدف بهره‌گیری از ادراک و رویکردهای ساکنان حوزه آبخیز محمدآبادگنبکی کرمان به‌منظور یافتن راهبردهای بهینه مدیریت حوضه برنامه‌ریزی‌شده است. مطالعه پیش ‌رو، اهمیت و ضرورت تحلیل SWOT را برای ترکیب ترجیحات ذی‌نفعان در فرآیند تصمیم‌گیری نشان می‌دهد. پژوهش حاضر در سه مرحله، فهرست‌نمودن عوامل درونی (نقاط قوت-ضعف) و بیرونی (فرصت و تهدید)، تهیه ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و خارجی (EFE) و تهیه ماتریس برنامه‌ریزی راهبردی کمی (QSPM) انجام‌شده است. نتایج حاصل نشان داد که قطب تولید مرکبات و خرمای مضافتی کشور با وزن 444/0، وجود کانون‌های گردوغبار در منطقه با وزن 198/0، توانمندی تولید برق از سد نسا با وزن 384/0 و اقتصادی تک‌بُعدی مبتنی بر تولید خرما با وزن 247/0 به ترتیب مهم‌ترین نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید منطقه است. توان بالقوه بالای منطقه در ایجاد کارگاه‌های زودبازده تجاری با توجه به شرایط موجود از طریق امکان پرورش زنبور‌عسل با وجود مرکبات، امکان احیای صنایع‌دستی، افزایش تولیدات کشاورزی و گیاهان دارویی، ایجاد گلخانه با کشت آب‌کشت و پرورش ماهی، امکان احیای صنعت دام‌پروری، فراهم‌کردن مراکز بسته‌بندی و فرآوری خرما و مرکبات، مهم‌ترین راهبرد در زمینه‌ فراهم نمودن بازار کار برای جوانان، کاهش فقر اقتصادی و مهاجرت ساکنین را به دنبال دارد.