طراحی و اعتبارسنجی مدل الگوی مدیریت مدارس متوسطه و ارتقای ساختار سازمانی در راستای سیاست‏های کلی نظام و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، رشتۀ مدیریت آموزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، گرمسار، ایران

2 دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، گرمسار، ایران

3 دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، گرمسار. ایران

doi
10.30507/jmsp.2022.328506.2375
چکیده

هدف این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی مدل الگوی مدیریت مدارس متوسطه و ارتقای ساختار سازمانی در راستای سیاست‏های کلی نظام و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در ایران است. این پژوهش از لحاظ روش گردآوری داده‌ها، توصیفی و از جهت شیوۀ اجرا، کیفی ـ کمّی است. در بخش کیفی، با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون، ابعاد و مؤلفه‌های ارتقای مدارس توسط پانزده نفر از استادان و متخصصان مدیریت آموزشی به‌شکل هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری شناسایی و انتخاب شد و پژوهشگر با استفاده از روش کیفی به طراحی الگویی جهت مدل مدیریت مدارس و ارتقای ساختار سازمانی آن پرداخت. جامعۀ تحلیلی شامل دو بخش متون مرتبط با چارچوب‌ها، سیاست‌ها و اصول مدیریت و متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مصوب آذر ماه 1390 بود. ابزار اندازه‌گیری در بخش کیفی، مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و نیز سیاهۀ تحلیل محتوای محقق‌ساخته بود. داده‌های اسنادی به‌شیوۀ کیفی با استفاده از شاخص‏های توصیفی در فرایند تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش کمّی، جهت اعتبارسنجی، جامعۀ آماری پژوهش مدیران مدارس متوسطۀ دولتی شهر کرج بود که با استفاده از جدول مورگان و نامحدود بودن جامعۀ آماری، تعداد 384 نفر ارزیابی ‌شد. برای تجزیه‌وتحلیل یافته‌های پژوهش نیز نرم‌افزارهای اسمارت پی‌ال‌اس 3 و اس‌پی‌اس‌اس 22 مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که چارچوب‏ها و سیاست‏های طراحی مدل مدیریت مدارس و ارتقای ساختار سازمانی را می‏توان براساس مدارک و مستندات مرتبط در شش چارچوب و سیاست کلان و سیزده خرده‌چارچوب، سیاست و زیرمؤلفه‏‌های آن تدوین کرد. از مجموع 385 فراوانی مرتبط با چارچوب‏ها و سیاست‏های طراحی مدل مدیریت مدارس و ارتقای ساختار سازمانی در سیاست‏های کلی نظام و سند تحول بنیادین، بیشترین فراوانی با شصت فراوانی مضامین پایه (48.4 درصد) به منافع و سیاست‌های کلان اختصاص یافته است. همچنین در بین چارچوب‌ها و مؤلفه‌های سیاست «طراحی مدل مدیریت مدارس و ارتقای ساختار سازمانی»، ضرایب بارهای عاملی و مقادیر معناداری ابزار اندازه‏گیری نشان می‏دهد ابعاد، زیرمؤلفه‏‌ها و گویه‏‌های مرتبط با آن‏ها دارای بار عاملی قابل قبول و در سطح خطای 0.05 معنادار است. نتایج پژوهش نشان داد الگوی مدل مدیریت مدارس و ارتقای ساختار سازمانی براساس سیاست‌های کلی نظام و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش اعتبار دارد و شامل مؤلفه‏‌های مالی، آموزشی، اخلاقی، فرهنگی، راهبردی و اداری است.