آیندهنگاری بخش کشاورزی کشور در افق 1420 با استفاده از تحلیل ساختاری و پویایی نظامها
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دکترای اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران
3 دانشیار، گروه جغرافیای انسانی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 دانشجوی دکتری رشتۀ شهرسازی، دانشکدۀ فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.30507/jmsp.2022.331083.2386چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی آیندۀ بخش کشاورزی در سطح منطقۀ 3 آمایش کشور (استانهای لرستان، کرمانشاه، ایلام و همدان) است که در آن از روش سناریونگاری و تحلیل پویایی سیستمها استفاده شده است. رویکرد پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق شامل پژوهشگران، مدیران متخصص و کارشناسان خبره در حوزۀ کشاورزی و آمایش است. برای گردآوری دادهها از روش مطالعۀ کتابخانهای، پرسشنامه، نشستهای هماندیشی و پانل خبرگان استفاده شده است. دادههای پژوهش بهروش تأثیر متقاطع و نظام ارتباطی و با استفاده از نرمافزارهای میکمک و ونسیم تحلیل شده است. براساس نتایج پژوهش، در آیندۀ کشاورزی منطقۀ 3 کشور، 34 عامل اثرگذار است. در این میان، پنج عامل تجاریسازی و کوتاه کردن زنجیرۀ ارزش، فناوریهای کشاورزی، تجارت جهانی و جهانی شدن بازارها، صادرات و تغییر اقلیم دارای بیشترین تأثیر در آیندۀ کشاورزی منطقۀ 3 و دارای بیشترین درجۀ عدم قطعیت بوده است. مطابق نتیجۀ تحلیل صلیب سناریو که از تقاطع دو نیروی پیشران 1. زنجیرههای ارزش محصولات کشاورزی و 2. فناوریهای محصولات کشاورزی ترسیم شده است، چهار سناریو برای آیندۀ کشاورزی منطقۀ 3 تدوین شد که عبارت است از: سناریو اول توسعۀ پایدار کشاورزی؛ سناریو دوم فشار مضاعف بر منابع طبیعی؛ سناریو سوم توسعۀ ناپایدار کشاورزی؛ سناریو چهارم کشاورزی غیراقتصادی. درنهایت وضعیت شاخصهای اصلی کشاورزی در هر سناریو مشخص و نشانههای بروز هر سناریو شناسایی شد.