تأثیر مخارج آموزشی و بهداشتی دولت و سرمایۀ انسانی بر فقر شهری در ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آیتالله بروجردی، بروجرد، ایران
2 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آیتالله بروجردی، بروجرد. ایران
doi
10.30507/jmsp.2022.98411.1643چکیده
در دهههای اخیر، چهرۀ آشکار فقر جایگزین سیمای پنهان آن در اقتصاد ایران شده است. دولت رشدمحور در ایران، بهعنوان ثروتمندترین نهاد تصمیمگیر، مبارزه با فقر را مهمترین هدف اقتصادی ـ اجتماعی خود میداند. مخارج دولتی مهمترین ابزار دولت بهمنظور نیل به اهداف میانی مانند بهبود سطح آموزش و بهداشت و رشد اقتصادی بهعنوان ابزارهایی برای مقابله با فقر است. در بین سطوح مختلف فقر نیز، آنچه در کشورهای درحال توسعه مهمتر است، فقر مطلق است. به این ترتیب، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مخارج آموزشی دولت و سرمایۀ انسانی بر فقر مطلق شهری در ایران است. بدین منظور، با مدلسازی عوامل مؤثر بر فقر و بهکارگیری روش مارکوف سوئیچینگ، فرضیههای پژوهش در بازۀ زمانی 1364 تا 1393 مورد آزمون قرار گرفت. نتایج برآورد مدل پژوهش نشان داد فقر شهری دارای دو رژیم فقر بالا و پایین است که احتمال ماندن در رژیم فقر پایین بیشتر از احتمال ماندن در رژیم فقر بالاست. همچنین طبق نتایج برآورد مدل، سرمایۀ انسانی و نسبت مخارج آموزش و پرورش به کل مخارج دولت تأثیر منفی و معناداری بر شاخص فقر مطلق شهری داشته است. مبتنی بر نتایج پژوهش، پیشنهاد میشود بهمنظور کاهش فقر شهری، سهم مخارج آموزش و پرورش دولت افزایش یابد.