ملاحظاتی در باب آموزش منطق در مراکز آموزش عالی
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.58209/jpt.1.2.101چکیده
در شاخههای مختلف علمی، واژۀ «منطق» میتواند به فعالیتهای علمیِ مختلفی اشاره داشته باشد. درسهای منطقی که در دانشکدههای علوم انسانی ارائه میشوند با درسهای منطقی که در دانشکدههای مهندسی و علوم پایه ارائه میشوند، شاید تنها در بیان عنوان درس، چند تعریف و مثال ابتدایی با یکدیگر اشتراک داشته باشند. در اینجاست که مسئلۀ چیستی منطق و هدف از آموزش آن به دانشجوهای رشتههای مختلف در موسسات آموزش عالی مطرح میشود. قاعدتاً پاسخ این است که منطق، مانند هر درس دیگری، دانشجوها را با ابزار یا مهارتی مجهز میکند که در رشتۀ تحصیلی خود به آن نیاز دارند. امّا این ابزارها و مهارتها چه هستند و بهترین نحوۀ آموزش آنها به دانشجوهای رشتههای تحصیلی مختلف چه روشی است؟ در این مقاله سعی دارم با بررسی سه گزینۀ اصلی به این سوال پاسخ دهم: منطق ارسطوئی، منطق محمولات مرتبۀ اوّل کلاسیک و منطق غیرصوری. سعی من این خواهد بود که نشان دهم دلایل فلسفی و روانشناختی خوبی برای آموزش منطق غیرصوری به عنوان محتوای اصلیِ درسهای مقدماتی منطق وجود دارد؛ به طور خاص، دروس مقدماتی برای دانشجوهایی که رشتۀ اصلیشان منطق نیست.