الگوی انتخاب مدیران شرکتهای دولتی ناظر بر بندهای 3 و 4 سیاستهای کلی نظام اداری
نویسندگان
1 دکتری رشته مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، قزوین، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
5 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.30507/jmsp.2021.273835.2208چکیده
یکی از ابعاد مهم اصلاح نظام اداری و بهبود مدیریت، انتخاب و انتصاب مدیران شایسته مبتنی بر اصول عملی و وجود معیارهای عینی و شفاف است که این مهم در بندهای 3 و 4 سیاستهای کلی نظام اداری ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری نیز مورد تأکید قرار گرفته است. بر این اساس، ضروری است عوامل و شاخصهای اثرگذار بر تحقق یا عدم تحقق شایستهسالاری، ازجمله عوامل سیاسی و غیرسیاسی، مورد توجه جدی قرار گیرد و شفاف شود؛ ولی درعمل نتایج بسیاری از پژوهشها نشان میدهد تأثیر عوامل سیاسی در انتخاب افراد، به نادیده انگاشته شدن تمایل دارد. از این رو مسئلۀ پژوهش بررسی نقش، اثرگذاری و اثرپذیری عوامل سیاسی در انتخاب مدیران حوزۀ مورد مطالعه (شرکت ملی نفت ایران) در راستای تسهیل عملیاتی کردن سیاستهای کلی نظام اداری است. بنابراین هدف اصلى پژوهش ارائۀ مدل از طریق تعیین روابط بین مؤلفههاست که بدین منظور در بررسی پیشینه، اجزای مدل شناسایی شد. رویکرد پژوهش، کمّی و نوع آن از نظر هدف مطالعه، کاربردی و روش پژوهش توصیفی ـ پیمایشی است. نتایج پژوهش، پس از اولویتبندی مؤلفهها با مدلسازی ساختاری تفسیری توسط دوازده نفر از خبرگان، نشان داد سیاستهای کلی برنامۀ توسعۀ کشور در صنعت نفت، عوامل فرهنگی ـ اجتماعی و عوامل اقتصادی، بهعنوان زمینهسازترین مؤلفهها و مداخلهگرهای سیاسی درونسازمانی و برونسازمانی، در دستۀ اثرپذیرترین مؤلفهها قرار دارد. با استفاده از تحلیل میکمک، نوع، میزان نفوذ و وابستگی مؤلفهها، بهویژه مؤلفههای سیاسی، نیز مشخص شد که بر این اساس، عوامل سیاسی در دستۀ متغیرهای پیوندی قرار گرفت. در انتها نیز به نوآوری، محدودیتها و پیشنهادهای پژوهش پرداخته شد.