ارزیابی حُسن اجرای سیاست‌‎های راهبردی و کلانِ علم و فناوری در ایران مبتنی بر رویکرد شبکۀ سیاستی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، رشتۀ سیاستگذاری علم و فناوری، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استاد، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استاد، گروه مهندسی فناوری اطلاعات، پردیس دانشکده‌های فنی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.30507/jmsp.2021.276996.2216
چکیده

هدف این پژوهش ارزیابی حُسن اجرای سیاست‌‎های راهبردی و کلانِ علم و فناوری در ایران به‌روش شبکۀ سیاستی است. بدین منظور، با مرور منابع و تحقیقات در حوزۀ سیاست‌‎گذاری عمومی و به‌ویژه سیاست‌‎گذاری علم و فناوری، چارچوبی نظری شامل سه مرحلۀ سیاست‌گذاری کلی (شامل دو سطح اَبَرسیاست‌‎ها و سیاست‌‎های راهنما)، سیاست‌‎گذاری اجرایی (شامل سه بخش سیاست‌‎های سمت تقاضا، سیاست‌‎های سمت عرضه و سیاست‌‎های زیرساخت مبادله) و ارزیابی سیاستی (در سه سطح بروندادها، پیامدها و آثار) تدوین شد. سپس شبکۀ سیاستی علم و فناوریِ ایران در وضعیت موجود، نخست مبتنی بر اسناد سیاستی و سپس مبتنی بر نظریات خبرگان نگاشت و با یکدیگر مقایسه شد. بدین منظور، نخست 25 سند سیاستی بررسی و سپس پرسش‌نامه‌‎ای تدوین و بین 50 نفر از خبرگان سیاست علم و فناوریِ ایران توزیع شد. برای تحلیل و ترسیم نگاشت‌‎های حاصل از اسناد سیاستی و نظریات خبرگان، از نرم‌افزارهای یو‌سی‌آی نت (UCI Net) و نت دراو (NetDraw) و برای مقایسۀ آن‌ها با یکدیگر از آزمون تی به کمک نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می‌‎دهد عملکرد شبکۀ سیاستی علم و فناوریِ ایران مبتنی بر آرای خبرگان در قریب به 44 درصد نسبت به تکالیف اسناد سیاستی انحراف دارد؛ بدین معنا که در مأموریت‌‎های سیاستیِ تعدادی از نهادهای شبکۀ سیاستی علم و فناوریِ ایران، تفاوت‌‎های معنادار بین آنچه در اسناد سیاستی ذکر شده و آنچه در عمل انجام می‌‎شود، وجود دارد. همچنین دربارۀ بعضی سیاست‌‎های علم و فناوری، ضعف جدی عملکرد مشاهده می‌شود.