تحلیل گفتمان انتقادی آزادی‌خواهی در شعر اعتراضی فرخی یزدی با تکیه بر رویکرد فرکلاف

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی،کرمانشاه، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.48308/hlit.2024.235658.1308
چکیده

آزادی یکی از ارکان اصلی و بنیادین انقلاب مشروطه است که بسامد بالایی در شعر و نثر این دوره دارد. کمتر شاعری در این دوره است که سروده­ای سیاسی با درون­مایۀ اعتراضی علیه استبداد و یا در ستایش آزادی نسروده باشد. فرخی یزدی یکی از شاعران و مخالفان سرسخت استبداد و از چهره­های شناخته‌شدۀ این دوره است که با استفاده از ظرفیت غزل کلاسیک، مضامین تازه­ای نظیر آزادی، قانون، مساوات و ... را  وارد ادبیات سیاسی عصر مشروطه کرد و به غنای اشعار سیاسی‌ ـ انتقادی در غزل و رباعی این دوره کوشید. به همین دلیل او را شاعر بزرگ آزادی لقب داده­اند. این پژوهش توصیفی ــ تحلیلی با شیوۀ استدلال کیفی و گردآوری منابع و اطلاعات کتابخانه­ای، گفتمان آزادی­خواهی را در شعر اعتراضی فرخی یزدی بر پایۀ نظریۀ تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی نموده است تا زوایای تازه­ای را از گفتمان آزادی­خواهی در شعر یکی از پرچم‌داران ادب اعتراضی و شعر انتقادی عصر مشروطه نشان دهد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که مناسبات قدرت در گفتمان آزادی­خواهی فرخی بر پایۀ تضاد و تعارضی دو سویه شکل گرفته است. این تضاد از یک­­سو مبارزۀ مشروطه­طلبان و آزادی­خواهان با منادیان استبداد را به تصویر می­کشد و از سوی ­دیگر تبعیض طبقاتی میان فقیر و غنی را در جامعۀ ناهمگون ایران عصر مشروطه آشکار می­نماید. زبان شاعرانه و بیان رئالیستی فرخی در بازآفرینی این تضاد و جدال دو سویه و ناهمگون میان آزادی و استبداد، جلوه­‌های دیگری از رخدادهای مهم انقلاب مشروطیت را برای مخاطب آشکار می­‌کند.