کاربست تحلیلی مبانی انسانشناختی قرآنی در نظریة قرار اجتماعی توماس هابز
نویسندگان
1 دکترای فلسفه و کلام اسلامی و استاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
2 دکترای علوم قرآن و حدیث و دانشیار گروه علوم قران و حدیث دانشگاه پیام نور مرکز، تهران جنوب.
3 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه پیام نور مرکز، تهران جنوب
doi
10.22034/ksiu.2020.1200چکیده
هدف: هدف از این تحقیق، اثبات این مطلب بود که ایجاد تغییر در مبانی و پیشفرضهای انسانشناختی هابز، موجب تغییر در محتوای نظریة قرار اجتماعی وی خواهد شد. این پژوهش گام آغازین در راستای دستیابی به نظریة قرارداد اجتماعی اسلامی با محوریت آموزههای قرآنی است. روش: مقالة حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، به استخراج مبانی انسانشناختی نظریة قرار اجتماعی هابز و جاگذاری مبانی انسانشناختی قرآنی در این نظریه پرداخته است. یافتهها: علوم انسانی بر پیشفرضهای انسانشناختی خاصی استوار است و نظریههایی که در این علوم ارائه میشود، مستقیم یا غیر مستقیم بر این پیشفرضها مبتنی است. بر این اساس، جهتگیری دیدگاهها و نظریات یک شخصیت علمی به مبانی انسانشناختی او وابسته و در ارتباط است؛ به طوری که تغییر در مبانی و پیشفرضهای او موجب تغییر در نظریههای وی خواهد شد. نتیجهگیری: پس از جایگزینی مبانی انسانشناختی قرآنی در نظریة قرار اجتماعی، تغییرات اساسی در این نظریه به وجود آمد.