جانمایی گمانههای تکمیلی برای کاهش عدم قطعیت تخمین ذخایر معدنی با استفاده از روشهای وزندهی و رتبهبندی چند متغیره
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکدگان فنی، دانشکده مهندسی نقشه برداری و اطلاعات مکانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، دانشکدگان فنی، دانشکده مهندسی معدن، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/ijme.2023.559269.1931چکیده
مبحث جانمایی گمانههای تکمیلی و ارایه الگوی بهینه برای حفر گمانهها از دیرباز مورد توجه در فرآیند معدنکاری بوده و به جزو جداییناپذیر آن تبدیل شده است. میتوان ریشه این اهمیت را در مباحث مالی مربوط به فرآیند معدنکاری و همچنین بخش اکتشاف و استخراج و مباحث مربوط به ردهبندی جستوجو کرد. برای رسیدن به سطح قابل قبولی از عدم قطعیت، در این پژوهش از روش خطای تخمین برای ردهبندی بلوکها بهره برده شد. همچنین به منظور جانمایی گمانههای تکمیلی و وزندهی به گمانههای احتمالی روشهای کریتیک و تاپسیس به کارگرفته شد. روش کریتیک برای تخصیص وزن و روش تاپسیس برای انتخاب 5 عدد از بهترین گمانه استفاده شده است. در ابتدا گمانهها به روش کریتیک و با نظر متخصص وزندهی شده و در ادامه با روش تاپسیس رتبهبندی شد. معیارهای استفاده شده برای روش تاپسیس شامل عیار آهن، عیار درصد وزنی باقیمانده آهن (مولفه ژئومتالورژی)، واریانس، خطای تخمین و ردهبندی است. در نهایت پس از جانمایی 5 گمانه مورد نظر فرآیند تخمین و ردهبندی بار دیگر انجام پذیرفت که بر مبنای تعداد بلوکهای با ردهبندی قطعی از 380 به 571 عدد ارتقا پیدا کرد و عیار میانگین تخمینی آهن نیز افزایش یافت و 19 درصد ارتقا در ردهبندی حاصل شد. ارتقا حاصل شده در تعداد بلوکهای با ردهبندی قطعی به قطعیت و قابل اتکا بودن مدل میافزاید.