تعیین سهم کاربری های مختلف اراضی در تولید رسوب تپه های ماسه ای با استفاده از روش انگشتنگاری (مطالعه موردی: منطقه گچین بندرعباس)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد بیابان زدایی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه زابل
2 دانشیار دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل
3 استادیار دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان
doi
10.29252/aridbiom.2019.1539چکیده
شناخت منشاء تپههای ماسهای در مطالعات کنترل فرسایش بادی از اهمیت ویژهای برخوردار است. به دلیل وجود مشکلات زیاد در کاربرد روشهای سنتی، روش انگشتنگاری یا به عبارتی منشاءیابی به عنوان روشی جایگزین و مناسب مورد توجه محققین مختلف قرار گرفته است. در این روش خصوصیات فیزیکی، ژئوشیمیایی و آلی رسوب و منابع آن برای تعیین منابع اصلی رسوب و اهمیت نسبی آنها مورد استفاده قرار میگیرند.. در این تحقیق سعی شده که با بهرهگیری از ترکیب مناسبی از عناصر ژئوشیمیایی که قادر به جداسازی کاربریهای مختلف اراضی میباشند، سهم کاربریها در تولید رسوب تپههای ماسهای در منطقه گچین واقع در شهرستان بندرعباس تعیین شود. ابتدا تعداد 28 نمونه از منابع احتمالی رسوبات و تپههای ماسهای برداشت و سپس دانهبندی آنها انجام شد. بعد از به دست آوردن دادههای مورد نظر، روشهای آماری مانند کروسکال والیس و تحلیل تشخیص برای بررسی توان ردیابها و تعیین ترکیب بهینه از ردیابها انجام گردید. نتایج حاصل از تحلیل تشخیص نشان داد که سه ردیاب P، Na و Mg از بین ردیابهای P، Na، Mg، Mn، Fe، Zn، Ca، Cu، Ni و K به عنوان ترکیب بهینه جهت جداسازی کاربریهای اراضی در منطقه مناسب هستند. در نهایت با استفاده از مدلهای چند متغیره ترکیبی در تولید منابع رسوب، سهم کاربریهای اراضی کشاورزی، جنگلهای دستکاشت، مرتع و اراضی بایر به ترتیب برابر 85/2، 85/2، 25/31 و 05/63 به دست آمد. خطای نسبی مدل ترکیبی برای برآورد سهم کاربریهای مختلف در تولید رسوب برابر 65/7 درصد و ضریب کارایی مدل 35/92 درصد محاسبه شد. مقادیر خطای نسبی و کارایی مدل، نشاندهنده این هستند که روش انگشتنگاری توانایی بالایی در تفکیک منابع تولیدکننده رسوب دارد.