مقایسه کارایی دو مدل IMDPA و ESAs جهت مدیریت ریسک خطر بیابان‌زایی منطقه عمرانی گناباد در جنوب غربی استان خراسان رضوی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مدیریت مناطق خشک و بیابانی، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی دکتری، مربی پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی

3 استاد‌یار، گروه مدیریت مناطق خشک و بیابانی، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه فردوسی مشهد

4 کارشناس ارشد اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی

doi
10.29252/aridbiom.2019.1542
چکیده

هدف از این تحقیق، مقایسه کارایی دو مدل IMDPA و ESAs در ارزیابی شدت بیابان‌زایی منطقه عمرانی گناباد در جنوب غربی استان خراسان رضوی و مدیریت مبتنی بر ارزیابی ریسک خطر بیابان‌زایی، بر اساس مدل برتر است. پس از جمع‌‌آوری و تحلیل داده‌های اولیه، معیارها و شاخص‌های دو مدل IMDPA  و ESAs  متناسب با شرایط منطقه‌ای و بر اساس واحدهای ژئومورفولوژی، امتیازدهی و شدت بیابان‌زایی محاسبه شد. سپس ارزیابی ریسک خطر، از ترکیب نقشه‌های شدت بیابان‌زایی، عناصر فیزیکی، اقتصادی و زیستی در معرض خطر و آسیب‌پذیری محیطی به دست آمد و خسارت ناشی از توسعه بیابان‌زایی با توجه به هزینه‌های تحمیل‌شده به هر یک از عناصر، برآورد شد. آزمون معنی‌داری مساحت‌ها با آماره کای اسکویر و انطباق نقشه‌ها با حقایق زمینی، با شاخص کاپا انجام گردید. نتایج نشان داد طبق مدل IMDPA بیشترین سطح منطقه در کلاس با شدت زیاد بیابان‌زایی و با توزیع فراوانی 7/54 درصد قرار گرفت و دو معیار اقلیم و پوشش‌گیاهی از مهّم‌ترین فاکتورها بوده‌اند. در مدل  ESAsنیز شدت بیابان‌زایی در سه کلاس خطر طبقه‌بندی شد که بیشترین سطح منطقه مربوط به کلاس بحرانی نوع دوم با توزیع فراوانی 79 درصد بوده و معیار اقلیم و فرسایش بادی نیز بیشترین تأثیر را داشته‌اند. این موضوع بیانگر تأثیر زیاد عوامل طبیعی در روند و توسعه بیابان‌زایی در مناطق خشک جنوب استان خراسان رضوی است. با توجه به بررسی‌های میدانی، نظر کارشناسی و مقدار ضریب کاپای 897/0، مدل ESAs، به‌عنوان مدل برتر انتخاب شد. نتایج ارزیابی ریسک نشان داد بیش از 5/51 درصد عناصر زیستی-محیطی که عمدتاً در بخش‌های مرکزی و جنوبی منطقه واقع شده‌اند، در معرض خطر متوسط تا بسیار شدید بیابان‌زایی بوده که می‌تواند سالانه خسارتی معادل 7595 هزار میلیون ریال ایجاد نماید. به‌طوری‌که برنامه‌‌های مدیریتی پیشنهادی در این تحقیق، به دلیل سازگاری با شرایط منطقه، می‌تواند تا حدودی میزان خسارت آتی را کاهش دهد.