ارزیابی اهمیت لکه های زیستگاهی در برقراری ارتباطات سیمای سرزمین زیست بوم های بیابانی در سه گونه روباه با استفاده از رویکرد کرنل مقاومت و شبکه گراف
نویسندگان
1 دانشیار گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان
2 دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان
doi
10.29252/aridbiom.2019.1404چکیده
علیرغم اولویت حفاظتی زیستبومهای بیابانی به عنوان یک مأمن مناسب برای بسیاری از گونههای در خطر تهدید، راهبردهای حفاظت موثر از این گونهها به دلیل کمبود اطلاعات پراکنش و ارتباطات زیستگاهی با موفقیت چندانی همراه نبودهاست. تحقیق حاضر با هدف 1) بررسی مهمترین متغیرهای بومجغرافیایی موثر بر پراکنش روباه شنی (Vulpes rueppellii)، شاهروباه (Vulpescana) و روباه معمولی (Vulpesvulpes) 2) شناسایی مهمترین لکههای زیستگاهی هستهای و کریدورهای مهاجرتی و 3) ارزیابی اهمیت هر یک از لکههای زیستگاهی در برقراری ارتباطات سیمای سرزمین طراحی شد. در گام اول، نقشه اجماعی پراکنش هر گونه با استفاده از تلفیق سه الگوریتم مدلسازی پراکنش و 12 متغیر بومجغرافیایی تهیه شد. نتایج نشان داد که پراکنش گونههای روباهسان تحت تاثیر میانگین بارندگی سالانه، تراکم اراضی بوتهزار، تراکم مناطق مسکونی، و شاخص زبری سطح زمین است. در گام بعد، سطوح مقاومت سیمای سرزمین با اجرای تابع نمایی منفی روی نقشه اجماعی پراکنش ایجاد و با استفاده از رویکرد کرنل مقاومت لکههای زیستگاهی هستهای و کریدورهای زیستی مهم بین لکهها پیشبینی شد. بسیاری از لکههای زیستگاهی هستهای در محدوده مناطق تحت حفاظت قرار گرفتند که این موضوع نشاندهنده مقاومت سیمای سرزمین در خارج از مناطق تحت حفاظت است. در آخر، اهمیت لکههای زیستگاهی شناسایی شده با استفاده از شبکه گراف ارزیابی شد. نتایج ارتباط مثبت بین وسعت لکه زیستگاهی، میانگین تراکم نسبی افراد مهاجر و میانگین احتمال وقوع در هر لکه را با شاخص احتمال نشان داد. استفاده از شاخصهای کیفیت زیستگاه در مقایسه با کمیت زیستگاه کارآیی بیشتری را در بررسی اهمیت لکههای زیستگاهی در برقراری ارتباط سیمای سرزمین نشان داد. نتایج بدست آمده نشان میدهد که حفاظت موثر از گوشتخواران نیازمند مدیریت یکپارچه در سطح سیمای سرزمین با هدف برقرای ارتباطات عملکردی بین لکههای زیستگاهی باقیمانده است.