نقش واسطهای خودکارآمدی درد و ترس از حرکت در تبیین رابطه بین درد مزمن و ناتوانی
نویسندگان
1 استادیار روان شناسی- دانشگاه شاهد.
2 دانشیار روان شناسی بالینی- دانشگاه شاهد.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی دانشگاه شاهد.
doi
چکیده
زمینه: تفاوتهای چشمگیری در شدت ناتوانی جسمی بیماران دارای درد مزمن دیده میشود؛ دو سازۀ روانشناختی خودکارآمدی درد و ترس از حرکت به مثابه تبیین کننده این تفاوتها مطرح شدهاند. پژوهش حاضر با هدف وارسی نقش واسطهای خودکارآمدی درد و ترس از حرکت در ارتباط بین شدت درد و ناتوانی را در بیماران دارای دردمزمن صورت گرفته است. روش پژوهش: 195 بیمار درد مزمن با استفاده از شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای شدت درد، ناتوانی جسمی، خودکارآمدی درد و ترس از حرکت را تکمیل کردند. یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سن افراد نمونه 6/45 سال (دوازده) بود و 73 درصد آنها از درد در ناحیه کمر و پا شکایت داشتند. از تحلیلهای رگرسیون برای بررسی نقش واسطهای متغیّرهای برای پژوهش استفاده شد. اولین تحلیل رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی درد در ارتباط بین شدت درد و ناتوانی جسمی نقش واسطهای را ایفا میکنند. نتایج آزمون سوبل این نقش واسطهای را تأیید کرد (001/0≤ ,p 40/3 = z). دومین تحلیل رگرسیون نشان داد که ترس از حرکت در ارتباط بین شدت درد و ناتوانی جسمی نقش واسطهای را ایفا میکنند. نتایج آزمون سوبل این نقش واسطهای را تأیید کرد (001/0≤ ,p 43/4 = z). نتیجهگیری: دو سازۀ خودکارآمدی درد و ترس از حرکت در تبیین ناتوانی ناشی از درد مزمن دارای اهمیت هستند. کاربردهای بالینی یافتههای این پژوهش در این نوشته مورد بحث قرار خواهند گرفت.