مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلر- درایکورس و بارکلی بر بهبود مؤلفه‏های محیط خانواده در خانواده‏های دارای فرزندان با اختلال سلوک

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی

2 استاد دانشگاه علامه طباطبایی

3 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

4 باشگاه پژوهشگران جوان ، دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد علوم تحقیقات ، تهران ، ایران

5 استاد دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی دو روش آموزش والدین استپ (با رویکرد آدلر-درایکورس) و بارکلی (با رویکرد رفتاری) بر بهبود مؤلفه‏های محیط خانواده، خانواده‏های دارای کودکان با اختلال سلوک است. روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی، از میان 5 مدرسه پسرانه منطقه 7 تهران، والدین 30 کودک دبستانی که براساس پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) واجد ملاک‏های تشخیصی اختلال سلوک بودند، انتخاب و والدین آنها به طور مساوی و تصادفی در سه گروه قرار گرفتند و در نهایت با افت آزمودنی،  نتایج 13 نفر والدین در گروه رفتاری، 11 نفر در گروه آدلر- درایکورس و 11 نفر در گروه گواه مورد بررسی قرارگرفتند. به منظور سنجش محیط خانواده از پرسشنامه محیط خانواده موس و موس (1993) استفاده شد و برای تحلیل داده‏ها، از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته­ها: براساس نتایج به دست آمده، در گروه آدلر- درایکورس کاهش معناداری در عامل تعارض و کنترل و افزایش معناداری در عامل جهت‏گیری فرهنگی و تأکید اخلاقی مذهبی نسبت به گروه گواه مشاهده شد. با این حال، در گروه رفتاری تنها در عامل تعارض نسبت به گروه گواه تفاوت دیده شد. نتیجه‏گیری: با توجه به نقش محیط خانواده در شکل‏گیری اختلال سلوک در کودکان، اثربخشی بیشتر روش آدلری بیانگر اهمیت این روش در اتخاذ راهبردهای درمانی مناسب برای اختلال سلوک است. با این حال انجام پژوهش‏های بیشتر در این زمینه با در نظر گرفتن نقش متغیرهای مؤثر ضروری به نظر می‏رسد.