تأثیر آموزش راهبردهای شاکرانه بر گسترش عواطف مثبت و شادکامی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه شاهد

2 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

3 کارشناسی ارشد روان‏شناسی بالینی

4 استادیار دانشگاه شاهد

doi
چکیده

شکرگزاری به عنوان سازه‏ای نوظهور در روان‏شناسی با متغیرهای مختلفی رابطه داشته است. هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش راهبردهای شاکرانه بر گسترش عاطفه مثبت و شادکامی در جمعیت بهنجار است. جامعه آماری تحقیق حاضر در برگیرنده دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه‏های شاهد، علم و فرهنگ و ولیعصر بوده است، که از این میان 91 نفر به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای انتخاب شدند و فرم رضایت‏نامه شرکت در پژوهش را تکمیل نمودند که به طور تصادفی در چهار گروه (راهبردهای شاکرانه امونس، سلیگمن، کلامی- عملی و کنترل) جایگزین گردیدند، و در نهایت پس از افت آزمودنی‏ها، 72 نفر تا پایان مداخلات و ارزیابی‏ها باقی ماندند. میانگین سنی آزمودنی‏ها برابر 21/20 (27/2=S) بوده‏است. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق پرسش‏نامه عواطف مثبت و منفی (PANAS) و شادکامی آکسفورد بوده‏اند. کااسکوئر به‏دست آمده ناشی از مقایسه گروه‏های شکرگزاری (امونس، سلیگمن، کلامی- عملی) و کنترل در متغیر عاطفه مثبت با توجه به مقادیر بحرانی معنادار می‏باشد. همچنین، کااسکوئر به‏دست آمده ناشی از مقایسه گروه‏های شکرگزاری (سلیگمن، کلامی- عملی) و کنترل در متغیر شادکامی با توجه به مقادیر بحرانی معنادار می‏باشد. بدین ترتیب، راهبردهای شاکرانه می‏تواند عواطف مثبت و شادکامی را در جمعیت بهنجار افزایش دهد.