بازاندیشی انتقادی روانکاوی به مثابه رویکردی نوین در بازاریابی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی ، واحد تهران شمال ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران
doi
10.22034/jbar.2025.22807.4529چکیده
این پژوهش، یک مطالعۀ میان رشتهای است که تلفیق دانش روانکاوی و بازاریابی را بررسی میکند که از شاخههای پرطرفدار علوم انسانی هستند. این تحقیق، در پی آن است که رویکردی نوین را در مقابل رویکردهای سنتی بازاریابی برای درک، مطالعه و تشریح رفتار و ادراک مصرفکننده، موشکافی کند. تحقیق، از نظر روششناختی با مطالعه و بررسی تحقیقات گذشته به شرح و نقد نظریه روانکاوی وهمچنین نشاندادن جنبههای کاربردی ابزارهای آن در بازاریابی و مدیریت بازار می پردازد. روانکاوی نشان میدهد که تبلیغات، اغلب نیاز به هدف قرار دادن ضمیر ناخودآگاه دارند تا اثربخشی خود را افزایش دهند و در نهایت بر انتخابهای مصرفکننده تأثیر بگذارند. یافتهها حاکی از آن است که استفاده از روشهای روانکاوی، مانند تحلیل انگیزههای ناخودآگاه یا استفاده از تصاویر نمادین در تبلیغات، میتواند اثربخشی استراتژیهای بازاریابی را افزایش دهد. این رویکرد، میتواند درک عمیقتری از انگیزههای پنهان و فرآیندهای ناخودآگاه مصرفکنندگان ارائه دهد و به طراحی استراتژیهای بازاریابی مؤثرتر کمک کند. با این حال، چالشهای اخلاقی، عملی و علمی – از جمله دشواریهای اندازهگیری مفاهیم پیچیدۀ روانکاوانه – نیازمند اصلاح و تکامل این رویکرد است.