فرضیه‌ای دربارۀ مؤلف عجایب‌الدنیا

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران

doi
10.48308/hlit.2024.233215.1257
چکیده

کتاب عجایب­الدنیا یکی از معروف­ترین عجایب­نامه­های زبان فارسی است که انعکاس زیادی در آثار پس از خود داشته است. برخی پژوهشگران انتساب این کتاب به ابوالموید بلخی را رد کرده­اند. اما اینکه نویسندۀ این اثر چه کسی می­باشد سؤالی است که تاکنون بی پاسخ مانده است. آذری اسفراینی در کتاب عجایب و غرایب، 14 بار به این کتاب ارجاع داده، که در یکی از آنها کتاب را به ناصر خسرو نسبت داده است. نگارنده در این پژوهش به دنبال بررسی صحّت این انتساب است. بدین منظور ابتدا برای بررسی میزان دقت نظر آذری در ارجاع، منابع او بررسی شد. این بررسی نشان داد نقل قول­های ذکر شده توسط آذری، در منابع مورد نظر موجود است و به صحّت قول و امانتداری او می­توان اعتماد کرد، و مقایسه 14 حکایت ذکر شده از کتاب عجایب­الدنیا مشخص کرد که عجایب­الدنیای مورد نظر آذری همین کتاب است. همچنین بررسی آثار ناصر خسرو و تذکره­ها نشان می­دهد که احتمالاً  او در دوره­ای از حیات علمی خود به این شاخه از علوم علاقه داشته است. بنابراین می­توان نتیجه گرفت سخن آذری اسفراینی مبنی بر انتساب عجایب­الدنیا به ناصر خسرو غیر محتمل به نظر نمی­رسد و شاید ناصرخسرو پیش از بر تن کردن ردای تفکّر اسماعیلی و مطرح شدن به عنوان حجّت جزیرۀ خراسان کتاب عجایب­الدنیا را تألیف کرده باشد.