موقعیت زن در تفکر فلاسفه عصر روشنگری سده هجدهم فرانسه

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

تأثیر افکار میزوژینی (به حساب نیاوردن زنا) ارسطو که غالباً از مکتب کلاسیک به افکار فلاسفه سده هجدهم راه یافته بود تا پایان قرن همچنان ادامه یافت. مردانی که برای اعتلای تفکر بشری راه بسیار پرفراز و نشیبی را طی کردند، درباره جامعه زنان قضاوت بسته ای داشتند. منتسکیو، حقوقدانی که تحلیل های حقوقی و سیاسی اش هنوز مرجع تحقیقی متخصصان است، گرچه نسبت به گذشتگان تحت تأثیر روشن بینی خود در مورد جامعه زنان به نکات مثبتی دست یافت، اما در مورد حقوق مدنی و حقوق شهروندی زنان دیدی سنتی و کاملاً ارسطویی داشت. همین خط فکری نزد فلاسفه دیگر چون دیدرو و بعضی دیگر از نویسندگان دایرةالمعارف و بالاخره روسو ادامه یافت و در دوره انقلاب فرانسه در وضع قوانین تأثیر گذاشت و سهم اجتماعی زنان نادیده گرفته شد. انتقادات و دفاعیات زنان اهل قلم و دیگر فیلسوفان دایرةالمعارف نظیر دالامبر و کندرسه و پیروان خط تفکرش، نظریه پردازانی که در مقابل اظهارنظرهای فلاسفه ایستادند، بالاخره دریچه های فضای قابل استشمامی را در پس انقلاب گشود و از آن پس تکامل یافت.