اثربخشی درمان فراشناختی بر بهبود باورهای فراشناختی، نشخوار فکری و علایم افسردگی: مطالعۀ تک آزمودنی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تربیت معلم تهران

2 استادیار دانشگاه تربیت معلم تهران

3 استادیار مرکز تحقیقات علوم رفتاری و گروه روان‏پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

4 دانشجوی کارشناسی ارشد روان‏شناسی بالینی دانشگاه تربیت معلم تهران

doi
چکیده

درمان فراشناختی رویکرد نو ظهوری است که به جای تمرکز بر محتوای تفکر بیمار بر کاهش فرآیندهای شناختی غیرمفید و تسهیل پردازش فراشناختی تأکید می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراشناختی برکاهش باورهای فراشناختی، نشخوار فکری و علایم افسردگی انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع طرح‏های تک آزمودنی چند خط پایه‌ی همراه با کنترل بود. دو مورد بیمار زن مبتلا به افسردگی اساسی براساس مصاحبه تشخیصی مبتنی بر DSM-IV انتخاب شدند. یکی از بیماران فقط درمان دارویی و بیمار دیگر علاوه بر درمان دارویی طی 8 جلسه 45 دقیقه‌ای برنامه‏ی درمانی فراشناختی را نیز دریافت کرد. هر دو آزمودنی در مرحله پیش از درمان (خط پایه) و بعد از پایان درمان (پس‏آزمون) مقیاس‌های اختلال افسردگی اساسی (MDD-S)، نسخه دوم افسردگی بک (BDI-II)، سبک پاسخ نشخوارینولن- هیکسما و مورو (RRS) و پرسش�‏نامه فراشناخت�‏‏های ولز و کاترایتهاتن (MCQ-30) را تکمیل نمودند. علاوه براین بیمار تحت درمان فراشناختی، مقیاس افسردگی MDD-S و مقیاس سندرم شناختی- توجهی را در طی جلسات درمانی تکمیل نمود. نتایج نشان داد که نمره بیمار تحت درمان فراشناختی در مقیاس افسردگی بک، از 35 در مرحله‌ی پیش از مداخله به 6 در مرحلۀ پس از مداخله و پیگیری کاهش یافت، در حالی که نمرۀ بیمار کنترل از 23 به 5 در پس‏آزمون و32 در مرحله‌ی پیگیری تغییر یافت. هم چنین نمرۀ بیمار تحت درمان فراشناختی در مقیاس تجدید نظر شده افسردگی اساسی (MDD-S)، سبک پاسخ نشخواری، توجه معطوف به خود و فراشناخت‌ها کاهش معناداری نشان داد. در حالی که نمرات این مقیاس‌ها در بیمار تحت درمان دارویی تغییرات معناداری مبنی بر بهبودی را نشان نداد. درمان فراشناختی با کاهش میزان نشخوار فکری، توجه معطوف به خود، باورهای فراشناختی منفی و مثبت در کاهش علایم افسردگی اساسی مؤثر است و تغییرات درمانی ایجاد شده در پیگیری دوماهه پایدار باقی می‌ماند.