بینش‌های اساسی از یافته‌های علم عصب‌شناسی برای درک تصمیم‌گیری مدیریتی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 کارشناس ارشد مدیریت کسب‌و‌کار، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 استادیار دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22034/jbar.2025.22486.4493
چکیده

پژوهش حاضر، با ارائه مدلی برای درک ساز‌و‌کار تصمیم‌گیری مدیریتی بر پایۀ علوم اعصاب، سعی در پر کردن شکاف دانش موجود میان مدیریت و علوم اعصاب و در نتیجه، توسعه این دانش میان رشته‌ای دارد. این مطالعه، با هدف بررسی ارتباط بین رشتۀ علوم اعصاب با مدیریت، رهبری و عمل تصمیم‌گیری به مرور سیستماتیک پیشینۀ یافته‌های 43 مقالۀ علمی منتشرشده بین سال‌های 2010 تا 2023 پرداخته است. رویکرد پژوهش، کیفی و از نوع فراترکیب و از نظر هدف، کاربردی-بنیادی، از لحاظ ماهیت، توصیفی و از لحاظ نوع تحقیق، اکتشافی است. داده‌های پژوهش نیز از نوع داده‌های ثانویه و کتابخانه‌ای می‌باشند. برای استانداردسازی و حفظ شفافیت و کیفیت فرایند بررسی نیز از روش سندلوفسکی و باروسو(2007)، که یک روش استاندارد پذیرفته شده هفت مرحله‌ای است، استفاده شد. با تجزیه و تحلیل 239 کد باز استخراج شده از مقالات، 16 مفهوم مرتبط با موضوع مطالعه پدیدار شد که تمرکز محققان بر مطالعه چهار مقولۀ ساز‌و‌کار تصمیم‌گیری، تأثیر تصمیم‌گیری در رهبری عصب‌بنیان، کارآفرینی عصب‌بنیان و مدیریت عصب‌بنیان را از دیگاه علوم اعصاب نشان می‌دهد. همچنین، نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهند که ساز‌و‌کار تصمیم‌گیری را می‌توان از پنج بستر اصلی شامل شیمی اعصاب، ساختار و آناتومی مغز، سوگیری‌های شناختی، امواج مغزی، و عواطف با کمک ابزارهای اندازه‌گیری همانند الکتروآنسفالوگرافی و تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی بررسی کرد. با آگاهی از نحوه عملکرد مغز و ساز‌و‌کار تصمیم‌گیری، احتمالاً تصمیمات بهتری را می‌توان تجربه و عملکرد سازمانی رهبران، مدیران و کارآفرینان را بهبود بخشید.