الگوی پذیرش مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی شرکتهای بیمه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی، بازاریابی, گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا, تهران، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استادیار، گروه پژوهشی عمومی بیمه، پژوهشکده بیمه، تهران، ایران
doi
10.22034/jbar.2025.21585.4432چکیده
ادغام سیستمهای کنونی مدیریت ارتباط با مشتری با فناوریهای رسانههای اجتماعی، مفهوم نوین مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی ایجاد کرده لذا در این تحقیق رویکرد مبتنی بر شبکه جهت اداره ارتباط با مشتری و برآورده ساختن نیازهای مشتریان مورد استفاده قرار میگیرد. مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی فرصتهایی را برای شرکتهای بیمه فراهم میکند که جهت اثربخشی کمپینهای بازاریابی، مدیریت تماس با مشتری، ایجاد تقاضا، ارائه خدمت و پشتیبانی از مشتری مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از این پژوهش، بررسی عوامل موثر بر پذیرش مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی در صنعت بیمه است. روش تحقیق از نظر جمعآوری دادهها، توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی توسعهای است. پیمایش در سال 1402 انجام شده است. پس از شناسایی معیارها و زیرمعیارها براساس مرور پیشینه و نظرسنجی از خبرگان صنعت بیمه، برای ارزیابی هریک از عوامل، از مطالعه میدانی و توزیع پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد. از فرآیند تحلیل شبکه در نرمافزار اَبر دیسیژن برای وزندهی و اولویتبندی معیارها و زیر معیارهای تحقیق استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش، از سه معیار اصلی، عوامل فناوری مهمترین عامل در پذیرش مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی در صنعت بیمه شناخته شد. عامل سازمانی و عامل محیطی به ترتیب رتبههای دوم و سوم را به خود اختصاص دادند. از 18 زیرمعیار فرعی نیز، عامل وجود اطلاعات قابل اعتماد از مشتری در رسانههای اجتماعی در رتبه اول، عامل حمایت مدیریت ارشد در رتبه دوم و قابلیت ادغام سیستمهای مربوط به مشتری در رتبه سوم اهمیت و 3 اولویت برتر در پذیریش مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی شناخته شدند. این پژوهش با بهرهگیری از تکنیک فرایند تحلیل شبکه، به ارائه چارچوبی جامع از عوامل مؤثر بر پذیرش مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی در صنعت بیمه میپردازد. این چارچوب، علاوه بر شناسایی عوامل کلیدی، نشاندهنده اهمیت نسبی هر عامل و همچنین نحوه تعامل آنها با یکدیگر است.