تبیین مدل ساختاری پیشبینی کنندههای بالقوه عملکرد رفتاری کارکنان در جهت بهبود فضای کسبوکارها
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه پیام نور، تهران ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 کارشناس ارشد گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/jbar.2024.20463.4339چکیده
هدف این پژوهش، تبیین مدلی ساختاری از پیشبینی کنندههای بالقوه عملکرد رفتاری کارکنان در جهت بهبود فضای کسبوکارها میباشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری کارکنان (نیروی انسانی) بانک ملی استان کرمانشاه را شامل میشود که با استفاده از فرمول کوکران 291 نفر در نیمه اول سال 1402 به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استانداری است که در این زمینه وجود دارند. روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) مدل اندازهگیری حاکی از آن است که مدل از روایی و پایایی خوبی برخوردار است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات توسط نرمافزار SMART-PLS، نشان داد که برندسازی داخلی بر عملکرد رفتاری کارکنان یک کسبوکار تأثیر قوی، مستقیم و معنیدار دارد و همچنین دلبستگی شغلی کارکنان و اصالت برند درک شده در تأثیرگذاری برندسازی داخلی بر عملکرد رفتاری میتواند نقش میانجیگری داشته باشند. نقش میانجیگری متوالی دلبستگی شغلی کارکنان و اصالت برند درک شده نیز در تأثیرگذاری برندسازی داخلی بر عملکرد رفتاری نیروی انسانی در کسبوکارها تایید شد. تمامی شواهد حاکی از آن است که پیشبینی کنندههای بالقوه عملکرد رفتاری توانستهاند نقش خود را در جهت بهبود فضای کسبوکارها به درستی ایفا کنند؛ بر همین اساس، مدیران میتوانند با سیستم بازخوردی مناسب همچون پاداشدهی برمبنای عملکرد این شرایط را حفظ کرده و ارتقاء دهند.