بررسی تاریخ تحوّلات سیاسی و نقش حاکمیت طالبان بر پایۀ داستان بادبادک‌باز خالد حسینی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.48308/hlit.2024.234557.1290
چکیده

تحوّلات سیاسی فراوانی در چند دهۀ اخیر در کشور افغانستان رخ‌ داده است. جنگ‌های داخلی، انقلاب‌ها، روی کار آمدن حکومت‌هایی با ساختار فکری و سیاسی متفاوت، بخصوص طالبان، نمونه‌ای از این تحوّلات به شمار می‌رود که تأثیرات آن بر سرنوشت آحاد جامعه غیرقابل‌انکار است. نویسندگان معاصر افغانستان در آثار داستانی خویش جلوه‌هایی از این تأثیرات را منعکس کرده‌اند. به‌عنوان نمونه خالد حسینی در داستان بادبادک‌باز روایت‌گر سامان درهم‌ریختۀ سیاسی جامعۀ افغانستان و سرنوشت آدم‌هایی است که در این جامعۀ بی‌ثبات گرفتار آمده‌اند. در این مقاله سیر تحوّلات سیاسی و نقش حاکمیت طالبان و تأثیر آن را بر سرنوشت مردم افغانستان بر پایۀ داستان بادبادک‌باز خالد حسینی بررسی و تحلیل می‌کنیم. خالد حسینی، نویسنده‌ای واقع‌گراست که از نزدیک نابسامانی‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعۀ خود را در قالب حوادث و شخصیت‌های داستانی به تصویر کشیده است. نتایج حاصل از این پژوهش که به شیوۀ توصیفی – تحلیلی انجام ‌گرفته، حاکی از آن است که اختلافات قومی و نژادی، تبعیض و فاصلۀ طبقاتی، جنگ و آوارگی، کشتار، ناامنی، مهاجرت، فقر اقتصادی، وضعیت تأسف‌بار زنان و کودکان، بیماری‌های جسمی و روانی، اِعمال قوانین ظالمانه، از بین رفتن ارزش‌های انسانی و رکود فرهنگی از بارزترین نتایج و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم دگرگونی‌های سیاسی به شمار می‌رود که حیات مردم افغانستان را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. درواقع می‌توان این داستان را چکیده‌ای از تاریخ معاصر افغانستان دانست، داستانی که حوادث چند دهۀ افغانستان، از زمان کودتا علیه ظاهر شاه تا وقایع پس از یازده سپتامبر (2001 م) را با روایت و طرح داستانی مؤثّر به تصویر کشیده‌ است.