تاملی پدیدارشناسانه در مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی درسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی, دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه روش‌ها و برنامه‌ریزی آموزشی و درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30465/ws.2025.49305.4160
چکیده

مدارس در ایران بر پایه تفکیک جنسیت به دو دسته دخترانه و پسرانه تقسیم می‌شوند اما در مناطق روستایی و کمتر برخوردار که تعداد جمعیت دانش‌آموزان کافی نباشد، مدارس ترکیبی تاسیس می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب زیسته معلمان و دانش‌آموزانی که با فضای مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی درگیر بودند، در چارچوب رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل کلیه معلمان و دانش‌آموزان دوره‌ ابتدایی استان قزوین بود که در مدارس ترکیبی روستایی این استان مشغول بودند. به این منظور 12 نفر از معلمان و 10 نفر از دانش‌آموزان با نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند و به کمک مصاحبه نیمه‌ساختاریافته که با معلمان و دانش‌آموزان انجام شد، داده‌ها گردآوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز با راهبرد هفت مرحله‌ای کلایزی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی دارای فرصت‌های آموزشی، ارتباطی و پرورشی می‌باشند و در عین حال با دغدغه‌های فرهنگی، چالش‌های مدیریتی و همسالان دست به گریبان هستند. به باور شرکت‌کنندگان این پژوهش با آن که چالش‌های مدارس ترکیبی شرایط را برای دختران نسبت به پسران دشوارتر می‌کند، این مدارس با ارائه محیطی شبه واقعی در آماده‌سازی دختران و پسران برای ورود به بزرگسالی موفق عمل می‌کنند.