تحلیلی ساخت‌محور از ترکیبات نام‌اندام «دل» در زبان فارسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه اصفهان

3 استاد گروه زبان‌شناسی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jolr.2018.69527
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی ساخت ترکیبات نام‌اندام «دل» به عنوان یکی از نام‌اندام‌های فعال زبان فارسی است که در چارچوب صرف ساختی بوی (2010) به تحلیل الگوی واژه‌سازی ]دل-[X می‌پردازد و می‌کوشد تنوعات معنایی، عمومی‌ترین طرحواره ساختی ناظر بر عملکرد این الگوی واژه‌سازی، انشعابات حاصل و نیز ساختار سلسله‌مراتبی آن را در واژگان گویشوران فارسی مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها شامل 71 واژه مرکب است که از جستجو در فرهنگ بزرگ سخن،  فرهنگ زانسو، پیکرۀ بیجن‌خان و جستجوگر گوگل استخراج شده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که یک طرحوار ساختی عمومی و سه زیرطرحواره فرعی، ناظر بر این ساخت هستند و مفهوم «ویژگی متمایزکنندۀ هستار مرتبط با معنای دل و X»، انتزاعی‌ترین همبستگی صورت و معنای ناظر بر این ساخت است که از تمام محصولات آن برداشت می‌شود. این مطلب متضمن این است که الگوی واژه‌سازی ]دل-[X از اساس ساختی صفت‌ساز (ویژگی‌ساز) و چندمنظوره است و کاربرد برخی محصولات آن در مقولۀ اسم به واسطۀ فرآیند تبدیل میسر شده و رخداد چنین تبدیلی نتیجۀ فعال‌شدن سازوکار مفهومی مجاز است. به سخنِ دیگر، چندمعنایی که در اینجا با آن روبرو هستیم نه در سطح واژه‌های عینی بلکه در سطح ساخت‌ها و طرحواره‌های انتزاعی قابل‌تبیین است.